گفتم كه تو نتوانى . » و اين از آن گفت كه مرد به خويشتن و به كبر و طلب جاه مشغول بود و مغلوب و علاج وى اين بود .
و در خبر است كه وحى آمد به عيسى ( ع ) كه « چون در دل بنده نگرم و نه دنيا بينم و نه آخرت ، دوستى خويش آنجا بنهم و متولّى حفظ وى باشم . » و إبراهيم ادهم گفت : « بار خدايا دانى كه بهشت نزديك من پر پشهاى نيرزد در جنب محبّت تو كه مرا ارزانى داشتى و انسى كه مرا به ذكر خويش دادى . » و رابعه را گفتند : « رسول ( ص ) چگونه دوست دارى ؟ » گفت : « صعب ، و لكن دوستى خالق مرا از دوستى مخلوق مشغول كرده است . » و عيسى را ( ع ) پرسيدند كه « از اعمال چه فاضلتر ؟ » گفت : « دوستى خداى - تعالى - و رضا دادن بدانچه وى كند . » و در جمله چنين اخبار و روايات بسيار است و به قرينهء احوال اين قوم به ضرورت معلوم شود كه لذّت معرفت و دوستى وى از لذّت بهشت بيشتر است ، بايد كه در اين نيك تأمل كنى .
پيدا كردن سبب پوشيدگى معرفت حق - تعالى
بدان كه چيزى كه شناختن او متعذّر شود از دو سبب بود : يكى اينكه پوشيده باشد و روشن نبود ، ديگر آنكه بهغايت روشن بود و چشم طاقت آن ندارد . و بدين سبب است كه خفّاش به روز فرا نبيند و به شب بيند ، نه از آنكه چيزها به شب ظاهرتر است ، و لكن به روز بس ظاهر است و چشم وى ضعيف است . پس دشوارى معرفت حق - تعالى - از روشنى است كه بس ظاهر است و دلها طاقت دريافت آن نمىدارد . و روشنى و ظهور حق - تعالى - بدان بشناسى كه قياس كنى ، كه اگر خطّى بينى نبشته ، يا جامهاى دوخته ، هيچ چيز نزديك تو روشنتر از قدرت و علم و حيات و ارادت دبير نباشد ، و درزى كه آن دوخته است ، كه اين فعل وى اين صفات را از باطن وى چنان روشن گرداند كه علم ضرورى حاصل آيد . اگر خداى - تعالى - در همه عالم يك مرغ بيش نيافريدى يا يك نبات بيش نيافريدى ، هر كه در وى