باشد كه اگر درويش بود حاجت وى برآيد ، و اگر توانگر بود بدين سبب بود كه مال ديگرى ندزدد ، و مال وى فداى مال مسلمانان ديگر بود ، و اين شفقتى بود هم بر دزد و هم بر ديگر مسلمانان ، و بداند كه بدين نيّت قضاى خداى - تعالى - بنگردد [ 1 ] ، و هم وى را ثواب صدقه حاصل آيد ، به جاى درمى هفتصد ، اگر ببرند و اگر نه ، كه وى نيّت خير بكرد . چنان كه در خبر است كه كسى كه در صحبت كردن [ 2 ] با زن عزل نكند [ 3 ] و تخم بنهد ، اگر فرزند آيد و اگر نه ، وى را مزد غلامى بنويسند كه در راه خداى - تعالى - جنگ كند تا وى را بكشند ثواب شهيدان حاصل آيد وى را [ 4 ] . و اين بدان سبب است كه وى آنچه بر وى بود بكرد اگر فرزند بودى خلق و حيات وى به وى نبودى و ثواب وى بر فعل وى بودى .
ادب چهارم آنكه اندوهگين نشود و بداند كه خيرت آن بود كه ببردند ،
و اگر گفته باشد كه در سبيل خداى - تعالى - كردم طلب نكند ، و اگر با وى دهند نيز باز نستاند ، اگر باز ستاند ملك وى بود ، كه به مجرد نيّت ملك بنشود ، و ليكن در مقام توكّل محبوب نباشد . ابن عمر را اشترى دزديدند ، بجست تا بماند [ 5 ] ، آنگاه گفت : فى سبيل اللّه و با مسجد آمد ، نماز مىكرد ، يكى بيامد كه اشتر فلان جاى است ، نعلين در پاى كرد و پس گفت :
استغفر اللّه و بنشست و گفت : « گفته بودم كه بر سبيل خداى اكنون گرد آن نگردم . » و يكى از شيوخ مىگويد : « برادرى را به خواب ديدم در بهشت و ليكن اندوهگين ، گفتم : چرا در بهشت اندوهگينى ؟ گفت : اين اندوه تا قيامت با من خواهد بود كه مقامات عظيم به من نمودند در علّيين كه در همه
هامش
[ 1 ] بنگردد ، تغيير نكند .
[ 2 ] صحبت كردن ، مباشرت ، همخوابى .
[ 3 ] عزل كردن ، ( اصطلاح فقهى ) ، خوددارى از ريختن منى در رحم همسر .
[ 4 ] در « ترجمهء احياء » : او را اجر كودكى كه از آن جماع بزايد ، و زندگانى يابد ، و در راه خداى كشته شود ، حاصل آيد . ( منجيات ، ص 772 ) .
[ 5 ] ماندن ، خسته شدن .