تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
خواهد بود و چشم بر خلق خواهد داشت ، وى را ادّخار اولىتر . بلكه اگر چنان بود كه دل وى آرام نگيرد و به ذكر و فكر مشغول نشود ، مگر آنكه ضياعى دارد كه كفايت وى در آيد ، وى را آن اولىتر كه به قدر كفايت ضياع دارد ، كه مقصود از اين همه دل است تا به ذكر حق - تعالى - مستغرق بود . و بعضى از دلها چنان است كه بودن مال وى را مشغول دارد و در درويشى ساكن باشد ، و اين شريف‌تر ، و بعضى آنكه بىقدر كفايت ساكن نشود ، اين كس را ضياع اولىتر ، اما اگر بىزيادتى و تجملى ساكن نباشد ، اين دل نه از جمله دلهاى اهل دين است ، و اين خود در حساب نيايد .

مقام سوم شناختن اسباب در دفع ضرر است

بدان كه هر سبب كه قطعى يا غالب است از راه آن بر خاستن [ 1 ] شرط نيست در توكّل ، بلكه متوكّل اگر در خانه ببندد و قفل بر نهد تا دزد كالايى بنبرد توكّل باطل نشود ، و اگر سلاح بر گيرد و از خصم حذر كند همچنين ، و اگر جبّه‌اى بر گيرد تا در راه سرما نيابد همچنين . اگر سير خورد مثلا تا حرارت باطن در راه اثر سرما كم كند ، اين چنين اسباب دقيق مناقض توكّل بود ، و همچون داغ و افسون ، امّا آنچه از اسباب ظاهر است ، دست به داشتن آن شرط نيست . اعرابيى در نزديك رسول شد ، رسول ( ص ) گفت : « يا اعرابى اشتر چه كردى ؟ » گفت : « بگذاشتم و توكّل كردم . » گفت : « ببند و توكّل كن . » اما اگر رنجى رسد از آدميى ، احتمال كردن [ 2 ] و دفع ناكردن از توكّل است ، چنان كه خداى - تعالى - گفت :
وَ دَعْ اذيهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ
[ 3 ] و گفت :
وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى ما اذَيْتُمُونا وَ عَلَىَ اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ
[ 4 ] . اما اگر رنج از مار و كژدم و سباع بود
هامش
[ 1 ] از راه چيزى برخاستن ، دست به داشتن از آن ، ترك آن كردن . [ 2 ] احتمال كردن ، تحمّل كردن . [ 3 ] ( قرآن ، 33 - 48 ) ، و رنجانيدن كافران بگذار و پشت به خدا باز كن . [ 4 ] ( قرآن ، 14 - 12 ) ، و بر آنيم كه شكيبايى كنيم بر آن رنجها كه شما مىنماييد ما را و ايدون باد كه بر خداى - تعالى - توكّل دارند متوكّلان .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 556 | الغزالي