ياد وى دهيد . » گفتند : « توكّل كنيم و مىنگريم تا خود چه بود ؟ » گفت :
« توكّل به آزمايش شك بود . » گفتند : « پس حيلت چيست ؟ » گفت :
« دست به داشتن حيلت . » پس به حقيقت ضمان روزى كفايت است ، هر كه او را به ضامن آورد بايد كه روى به وى آورد .
مقام ديگر در توكّل نگاه داشتن و ادّخار
بدان كه هر كه يكساله كفايت خويش بنهاد از توكّل بيفتاد ، كه نه راه اسباب خفى سپرد ، و اعتماد بر اسباب ظاهر كرد كه هر سالى مكرّر شود .
امّا آنكه به ضرورت وقت قناعت كرد ، از طعام چندانكه سير شود و از جامه چندانكه پوشيده شود ، وى به توكّل وفا كرد . امّا اگر ادّخار كند ، قدر چهل روز را خواص مىگويد : « توكّل نيز بدين باطل نشود ، مگر كه زيادت كند . » و سهل تسترى مىگويد : « ادّخار توكّل را باطل كند ، چندانكه باشد . » و بو طالب مكّى مىگويد كه « اگر چهل روز نيز زيادت شود توكّل باطل نشود ، چون اعتماد بر ادّخار نكند . » و حسين مغازلى از مريدان بشر بود ، گفت : « روزى مردى كهل [ 1 ] نزديك بشر آمد ، بشر يك كف سيم فرا من داد كه بدين طعام بخر هر چه خوشتر و نيكوتر ، و هرگز اين نشنيده بودم از وى ، طعام بياوردم با وى بخورد ، و هرگز نديدم كه با كسى چيزى خورده باشد ، چون بخوردند بسيار طعام بماند ، آن مرد كهل همه فراهم گرفت و برداشت و برفت ، و مرا عجب آمد كه بىدستورى [ 2 ] چنين كرد ، بشر گفت : عجب آمد تو را ؟ گفتم : آرى ، گفت : اين فتح موصلى بود ، امروز از موصل به زيارت ما آمده است ، طعام برگرفت تا ما را بياموزد كه چون توكّل درست شد ادّخار زيان ندارد ، » پس حقيقت آن است كه اصل توكّل امل كوتاه است و حكم اين آن است كه ادّخار نكند براى خويش ، پس اگر كند و مال در دست خويش
هامش
[ 1 ] كهل ، دو موى ( سياه و سپيد موى ) .
[ 2 ] دستورى ، اجازه .