تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
همچنان داند كه در خزانهء خداى - تعالى - است و بر آن اعتماد نكند ، توكّل باطل نشود . و اين كه گفتيم حكم مرد تنهاست ، اما معيل بدانكه يك‌ساله بنهد توكّل او باطل نشود ، مگر كه زيادت كند . و رسول ( ص ) براى عيال و ضعف دل ايشان يك‌ساله بنهادى و از براى خويش از بامداد تا چاشتگاه نگذاشتى ، و اگر بگذاشتى توكّل وى را زيان نداشتى ، كه بودن آن در دست وى و در دست ديگرى نزديك وى هر دو يكى بودى ، ليكن خلق را بياموخت در خور ضعف ايشان . و در خبر است كه يكى از اصحاب صفّه فرمان يافت ، در جامهء وى دو دينار يافتند . رسول ( ص ) گفت : « دو داغ . » و اين را دو وجه محتمل است : يكى آنكه خويشتن را به مجردى فرا نموده باشد بتلبيس ، اين دو داغ بود ، از آتش بر سبيل عذاب [ 1 ] . و ديگر آنكه تلبيس نكرده باشد ، و ليكن اين ادّخار وى را نقصان درجه آورد در آن جهان ، چنان كه نشان دو داغ بر روى از جمال نقصان كند . چنان كه در حق درويشى ديگر گفت ، چون فرمان يافت ، كه « روز قيامت مىآيد و وى چون ماه شب چهارده ، و اگر يك خصلت نبودى چون آفتاب بودى ، آنكه وى را جامهء زمستانى بود زمستان ديگر را بنهادى و تابستانى تابستان ديگر را . » و گفت : « شما را هيچ چيز كمتر از يقين و صبر نداده‌اند . » يعنى كه نهادن جامه از نقصان يقين باشد . اما هيچ خلاف نيست كه كوزه و سفره و مطهره و آنچه بر دوام به كار آيد ادّخار آن روا باشد ، كه سنّت خداى بدان رفته است كه هر سالى نان و جامه پديدار آيد از وجهى ديگر ، اما هر ساعتى اين خنور [ 2 ] ها تازه پديدار نيايد ، و سنّت وى را خلاف كردن روا نبود . امّا جامهء تابستان در زمستان به كار نيايد ، نگاه داشتن در اين وقت از ضعف يقين باشد .

فصل

بدان كه اگر كسى چنان بود كه اگر ادّخار نكند دل وى مضطرب
هامش
[ 1 ] در « ترجمهء احياء » : يكى آنكه دو داغ آتش حق است ، چنان كه در قرآن است :تُكْوى بِها جِباهُهُمْ و جُنوبُهُم( و داغ مىكنند به آن پيشانيهاى ايشان را و پهلوهاى ايشان ) . ( منجيات ، ص 762 ) . [ 2 ] خنور ، آلات و لوازم خانه .