تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
تيمار دارد به شفقتى كه بر وى موكّل است ، چنان كه مادر تيمار مىداشت به شفقت خويش ، اگر اين بايست از وى برگيرد تا از كسب خويش يتيم شود و روى به تقوى آرد ، همه دلها را از شفقت وى پر كند ، تا همه گويند اين مرد به خداى مشغول است هر چه بهتر و نيكوتر ، به وى بايد داد . پيش از اين وى مشفق تنها بود بر خويشتن ، اكنون همه خلق بر وى مشفق گشتند ، چنان كه بر يتيم . اما اگر كسب تواند كرد و به بطالت و كاهلى مشغول بود ، اين شفقت در دلها پديد نيايد ، وى را توكّل به ترك كسب روا نبود ، كه چون به نفس خويش مشغول است بايد كه تيمار خويش دارد ، اگر روى به حق آورد و از خويشتن يتيم شود ، آنگاه خداى دلها را بر وى مشفق و رحيم گرداند . و بدين سبب است كه هرگز هيچ متّقى را نديدند كه از گرسنگى هلاك شد . پس هر كه در اين تدبير محكم نگاه كند كه خداوند مملكت كار ملك و ملكوت چون راست كرده است و چگونه به كمال نهاده است ، به ضرورت اين آيت وى را مشاهده شود كه گفت :
وَ ما مِنْ دابَّةٍ في الارْضِ الّا عَلَى اللّهِ رِزْقُها
« 1 » . و بداند كه مملكت چنان زيبا و به تدبير كرده است كه هيچ كس ضايع نماند مگر بنادر ، و آن از آن باشد كه خيرت وى در آن بود ، و از آن نباشد كه كسب دست بداشت ، كه آنكه مال بسيار كسب كرده باشد نيز بنادر باشد كه ضايع شود و هلاك شود . و حسن بصرى كه اين حال به مشاهده بديد گفت كه « خواهم كه همه بصره عيال من باشند و يك دانه گندم به دينارى باشد . » وهيب بن الورد گفت : « اگر آسمان آهنين شود و زمين رويين شود و من در خويشتن اندوه روزى خويش خورم ، بترسم كه مشرك باشم . » و خداى - تعالى - روزى به آسمان حواله كرد تا بدانند كه هيچ كس راه بدان نبرد . و جماعتى در نزديك جنيد شدند ، گفتند : « روزى خويش طلب كنيم ؟ » گفت : « اگر دانيد كه كجاست طلب كنيد . » گفتند : « از خداى روزى خواهيم ؟ » گفت : « اگر دانيد كه تان فراموش كرده است با
هامش
( 1 ) ص 551 - ح 1 .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 553 | الغزالي