تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
كه كسى بضاعتى دارد ، اگر بدزدند و به زيان آيد ، دل وى بر جاى مىباشد ، ليكن اگر چه عزيز است و نادر ، محال نيست . و اين بدان بود كه ايمان و يقينى حاصل آيد به كمال فضل و رحمت و به كمال قدرت ، تا بداند كه بسيار كس را بىسرمايه روزى مىدهد و بسيار سرمايه كه سبب هلاك آن كس است . رسول گفت ( ص ) كه « بنده باشد كه به شب ، كارى انديشه مىكند كه هلاك وى در آن باشد ، خداى - تعالى - از فوق عرش به نظر عنايت در وى نگرد و آن از وى صرف كند [ 1 ] ، تا بامداد اندوهگين برخيزد ، و گمان بد مىبرد كه اين كه كرد و چرا كرد . و اين قصدى بود كه فلان همسايه كرد ، و [ 2 ] آن خود رحمت خداى - تعالى - بود كه به وى رسيده باشد . « و از اين بود كه عمر خطاب ( رض ) گفتى : « باك ندارم كه بامداد درويش برخيزم يا توانگر ، كه ندانم كه خيرت در كدام است . » و ديگر آنكه بداند كه گمان بد و بيم درويشى تلقين شيطان است :
الشَّيطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَاْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ
[ 3 ] ، و اعتماد در چنين حال بر حسن نظر حق كمال معرفت است . خاصّه كه بدانسته باشد كه روزى از اسباب خفى است ، كه كس راه بدان نبرد . و در جمله اعتماد بر اسباب خفى نيز نكند بلكه بر ضمان خداوند اسباب كند . عابدى متوكّل در مسجدى بود ، امام مسجد چند بار بگفت كه « تو چيزى ندارى اگر كسب كنى تو را فاضل‌تر . » گفت : « جهودى در اين همسايگى ضمان كرده است كه هر روز دو گرده به من مىرساند . » گفت : « اگر چنين است اكنون روا بود اگر كسب نكنى . » گفت : « اى جوانمرد تو اگر بارى امامى نكنى اولىتر ، كه ضمان جهودى نزديك تو از ضمان خداى - تعالى - قوىتر است . » و امام جماعتى فرا يكى از جماعت گفت : « نان از كجا خورى ؟ » گفت : « صبر كن تا پيشين نماز كه از پى تو كرده‌ام باز بكنم . » يعنى كه تو را به ضمان خداى - تعالى - ايمان
هامش
[ 1 ] در « ترجمهء احياء » : و از وى بگرداند . ( منجيات ، ص 737 ) . [ 2 ] و حال آنكه . [ 3 ] ( قرآن ، 2 - 268 ) ، ديو شما را درويشى وعده مىدهد و شما را به بخل مىفرمايد .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 550 | الغزالي