تا به دوزخ نشويد » چنان كه گفت : انتم تتهافتون على النّار و انا آخذ بحجزكم ، شما چون پروانه خويشتن را به آتش مىزنيد و من كمرگاه شما را گرفتهام و نمىگذارم [ 1 ] . پس بدان كه يكى از حلقهء سلسلهء جبّارى وى سخن پيغامبران است كه از آن فهم تولّد كند تا راه از بيراهى بدانى ، و از تخويف وى هراس تولّد كند ، و اين معرفت و هراس غبار از روى آيينهء تو بر گيرد و از روى عقل فروشويد . تا اين حكم كه راه آخرت گرفتن بهتر از راه دنياست در وى بنمايد و از اين نمودن ارادت راه رفتن تولّد كند و از ارادت اعضا در كار افتد كه مسخّر آن است ، اگر خواهد و اگر نه ، و بدين سلسله تو را بقهر از دوزخ باز - مىدارند و به بهشت مىبرند . و مثل انبيا چون شبانى است كه رمهء گوسفند دارد و بر راست وى مرغزارى سبز است و بر چپ وى غارى است كه در وى گرگ بسيار است ، اين شبان بر كنار غار بايستد و چوب مىجنباند تا گوسفندان به ضرورت از هراس چوب باز پس مىجهند و از جانب غار به جانب مرغزار مىشوند . معنى فرستادن پيغامبران اين است .
و امّا آنكه گفتى « اگر به شقاوت حكم كرده است جهد كردن چه سود دارد ؟ » سخن درست است ، و از وجهى باطل است . و اين سخن درست سبب هلاك تو است ، كه نشان آنكه به شقاوت كسى حكم كرده است آن بود كه اين سخن در دل وى افكند تا جهد نكند و نكارد تا ندرود ، و نشان آنكه به مرگ كسى حكم كرده است آن باشد كه كسى گرسنه گردد ، در دل وى افكند تا نان نخورد و گويد مرا نان چه سود دارد ، دست به نان نبرد و نان نخورد تا به ضرورت بميرد ، و اگر به درويشى حكم كرده است ، گويد در تخم پاشيدن چه فايده باشد ، تا نكارد و ندرود . و آن را كه به سعادت حكم كرده است ، وى را تعريف كند [ 2 ] ، كه آن را كه به توانگرى و زندگانى حكم كرده است به سبب آن حكم كرده است كه وى را فرا حراثت و تجارت و نان
هامش
[ 1 ] كه در آتش افتيد .
[ 2 ] تعريف كردن ، شناساندن آگاهانيدن .