تولّد كند كه در ميان جان افتد كه هلاك تو آن باشد . و براى اين گفت رسول ( ص ) : الغضب قطعة من النّار ، گفت آن نه خشم است كه تو آن را بر خويشتن مسلّط كردهاى ، كه آن پارهء آتش است . و چنان كه نور عقل چون قوّت گيرد آتش شهوت و خشم فروكشته آيد [ 1 ] ، نور ايمان تو آتش دوزخ همچنان فروكشد تا گويد : جز يا مؤمن فانّ نورك اطفأ نارى [ 2 ] . دوزخ از ايمان فرياد كند و حديث در ميان نه ، بلكه خود طاقت نور وى ندارد و به هزيمت شود . چنان كه پشه از باد به هزيمت شود ، نار شهوت از نور عقل به هزيمت شود . پس از جاى ديگر چيزى نخواهند آورد براى تو ، هم از آن تو با تو خواهند داد ، انّما هي اعمالكم تردّ إليكم [ 3 ] . پس تخم آتش دوزخ خشم و شهوت تو است ، و آن با تو در درون تواند ، و اگر علم يقين دانى مىبينى ، چنان كه گفت :
كَلّا لَو تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقينِ ، لَتَرَوُنَّ الْجَحيمَ
[ 4 ] .
پس بدان كه چنان كه زهر آدمى را به بيمارى برد و بيمارى وى را به گورستان برد ، و خشم و انتقام در ميان نه ، معصيت و شهوت دل را بيمار كند و آن بيمارى آتش وى گردد و آن آتش از جنس آتش دوزخ باشد نه از جنس آتش اين جهان ، به حكم مجانست ، چنان كه مغناطيس آهن به خويشتن كشد ، دوزخ دوزخى را به خويشتن كشد ، و هيچ خشم در ميان نه . و جانب ثواب نيز همچنين مىدان كه شرح آن دراز بود . اين جواب آن است كه گفتى ثواب و عقاب چراست .
امّا آنكه گفتى : « پس شريعت و فرستادن پيامبران چيست ؟ » بدان كه اين نيز قهرى است عظيم تا خلق را به سلسلهء قهر به بهشت برند . چنان كه گفت : « اتعجب من قوم يقادون إلى الجنّة بالسّلاسل [ 5 ] . و به كمند قهر نگاه مىدارند
هامش
[ 1 ] فرو كشتن ، خاموش كردن .
[ 2 ] بگذر اى مؤمن كه نور تو آتش مرا فرونشاند .
[ 3 ] آن ( دوزخ ) نيست مگر عمل شما كه باز گردانده شده است به سوى شما .
[ 4 ] ( قرآن ، 102 - 5 و 6 ) ، اگر شما مىدانيد دانستنى بىگمان ، به راستى كه شما آتش دوزخ خواهيد ديد .
[ 5 ] آيا تعجب مىكنى از قومى كه كشيده خواهند شد به سوى جنّت به زنجيرها .