تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
خاصيّت هوا آن است كه كشتيها از وى آويخته است كه بنگذارد كه به آب فروشود ، و شرح چگونگى وى بسيار است و دراز . و نگاه كن كه در اين هوا پيش از آنكه به آسمان رسد چه آفريده است از ميغ و باران و برف و رعد و برق . و نگاه كن در آن ميغ كثيف « 1 » كه ناگاه در ميان هواى لطيف پديد آيد ، باشد كه از دريا بر خيزد و آب برگيرد ، و باشد كه بر سبيل بخار از كوهها پديد آيد ، و باشد كه از نفس هوا پديد آيد ، و جايهايى كه از كوه و دريا و چشمه‌ها دور است آب بر آنجا ريزد قطره قطره ، هر قطره كه مىآيد بر خطّى مستقيم ، كه در تقدير آن را جاى معلوم فرموده‌اند كه آنجا فرود آيد ، تا فلان كرم تشنه است سيراب شود ، و فلان نبات خشك خواهد شد تر شود ، و فلان تخم را به آب حاجت است وى را آب دهد ، و فلان ميوه بر سر درخت خشك مىشود بايد كه وى به بيخ درخت شود و به باطن وى در شود و به راه عروق وى ، كه هر يكى چون موى باشد به باريكى ، مىشود تا بدان ميوه رسد تا آن ميوه تر و تازه باشد ، كه تو بخورى به غفلت و بىخبرى از لطف و رحمت او ، و بر هر يكى نبشته كه كجا فرود آيد و روزى كيست . اگر همه عالم خواهند تا عدد قطره‌هاى وى بشناسند نتوانند . و آنگاه اگر اين باران به يك‌راه بيايد و بگذرد ، نباتها نه بتدريج بروياند ، سرما را در راه بر وى مسلّط بكند تا وى را برف گرداند ، همچون پنبهء زده مىآيد ، و از كوهها انبار خانهء وى ساخت تا آنجا جمع شود تا سرد بود و زود بنگدازد ، آنگاه چون حرارت بهار در هوا پديد آيد بتدريج مىگدازد و جويها از آن روان مىشود بر مقدار حاجت ، تا همه تابستان آن آب بتدريج بر مزارع نفقه مىكند ، كه اگر نه چنين بودى ، بر دوام باران بايستى كه مىآمدى و رنج آن بسيار بودى ، يا به يك‌راه بيامدى و بگذشتى ، همه سال نبات تشنه بماندى . در برف چندين لطف و رحمت است و در هر چيزى همچنين ، بلكه همه اجزاى زمين و آسمان همه به حق و عدل و حكمت آفريده است ، و براى اين گفت :
وَ ما خَلَقْنَا السَّمواتِ وَ الْارْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبينَ ، ما
هامش
( 1 ) ميغ كثيف ، ابر غليظ .