نمك است كه طعامها بدان گوارنده شود ، و اگر در شهرى نمك نيابند همه طعامها تباه شود و همه لذّت از طعامها بشود و همه بيمار شوند و بيم هلاك بود . پس لطف و رحمت او نگاه كن ، تو را اگر چه غذا داد ، و ليكن چون در خوشى وى چيزى مىبايست اين نمك از آب صافى باران بيافريد كه بيايد و بر زمين جمع مىشود و نمك مىگردد ، و اين نوع نيز بىنهايت است .
آيت ديگر جانوراناند بر روى زمين ،
كه بعضى مىروند و بعضى مىپرند و بعضى مىخزند و بعضى به دو پا مىروند و بعضى به چهار پاى و بعضى به پاىهاى بسيار . پس در اصناف [ 1 ] مرغان هوا و حشرات زمين نگاه كن ، كه هر يكى بر شكلى ديگر و صورتى ديگر و همه از يكديگر نيكوتر ، هر يك را آنچه به كار مىبايد داده ، و هر يكى را الهام داده كه غذاى خويش چون به دست آورد و بچهء خويش را چون پرورد و نگاه دارد و آشيان خويش چون ساخته كند . و در مورچه نگاه كن ، كه در وقت خويش غذاى خويش چگونه جمع كند ، و هر چه گندم بود بداند كه اگر درست بگذارد تباه شود ، به دونيم كند تا شپشه در وى نيفتد ، و گشنيز كه اگر درست نباشد تباه شود ، آن را درست بگذارد . و در عنكبوت نگاه كن ، كه خانهء خويش چگونه كند ، و هندسه چگونه نگاه دارد ، و از لعاب خويش ريسمان سازد ، و دو گوشهء ديوار طلب كند و از يك جانب بنياد افكند و به ديگر برد تا تار تمام بنهد ، آنگاه پود بر كردن نهد و ميان نخها راست كند تا بعضى دور تر و بعضى نزديكتر نبود ، تا نيكو و به اندام بود ، آنگاه خويشتن به يك نخ از گوشهء ديوار در آويزد ، منتظر تا مگسى بپرد كه غذاى وى است ، پس خويشتن به آن اندازد و وى را صيد كند و آن رشته بر دست و پاى او پيچد تا از گريختن او ايمن شود ، پس او را بگذارد و به طلب ديگرى شود . و در زنبور نگاه كن ، كه خانهء خويش را همه
هامش
[ 1 ] اصناف ، انواع .