تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
طاقت طعام نداشت ، آن شير مادر كه لطيف باشد غذاى تو ساخت ، و سينهء مادر بيافريد و پستان در سينه بيافريد و سر وى بر قدر دهان تو بيافريد و سوراخهاى تنگ در وى بيافريد تا شير نيرو بر تو نكند ، و گازرى در درون سينه بنشاند تا آن خون سرخ كه به وى مىرسد وى آن را سپيد مىگرداند و پاك و لطيف به تو مىدهد ، و شفقت را بر مادر تو موكّل كرد تا اگر ساعتى گرسنه شوى قرار و آرام از وى بشود ، پس چون شير را به دندان حاجت نبود ، در اوّل خلقت دندان نيافريد تا سينهء مادر جراحت نكنى ، تا آنگه كه قوّت طعام خوردن پديد آيد ، آنگه در دهان دندان به وقت خود بيافريد تا بر طعام سخت قادر شوى . اينت كوردل و نابينا كسى كه اين همه مىبيند و در عظمت آفريدگار اين مدهوش نشود ، و از كمال و شفقت وى متحير نشود ، و بر اين جمال و جلال عاشق نشود ! اينت غافل و ستور طبع كسى كه اندر اين تفكّر نكند ، و از اين خود نينديشد ، و آن عقل كه به وى داده‌اند كه عزيزترين چيزهاست ضايع كند ، و بيش از آن نداند كه چون گرسنه شود نان خورد ، و چون خشم گيرد در كسى افتد ، و همچون بهايم از تماشا كردن در بوستان معرفت حق - تعالى - محروم ماند ! اين قدر كفايت باشد تنبيه را [ 1 ] ، و اين از عجايب تو از صد هزار يكى نيست ، و بيشتر اين عجايب در همه حيوانات موجود است ، از پشه درگير تا پيل ، و شرح آن دراز بود .

آيت ديگر زمين است و آنچه بر وى آفريده است .

اگر خواهى كه از عجايب خويش فراتر شوى در زمين نگر و نگاه كن كه چون بساط تو ساخته است و جوانب وى فراخ گسترانيده ، تا چندانكه روى به كرانهء وى نرسى . و كوهها را اوتاد وى ساخت تا آرام گيرد در زير پاى تو و نجنبد . و از زير سنگهاى سخت آب‌هاى لطيف صافى روان كرد تا بر روى زمين مىرود و
هامش
[ 1 ] تنبيه را ، براى آگاهى .