مختصر كه من دارم .
و سفيان ثورى مىگويد : « شبى نزديك رابعه شدم ، وى در محراب شد تا روز نماز همىكرد و من در گوشهء خانه نماز مىكردم تا وقت سحر ، پس گفتم : به چه شكر كنيم آن را كه ما را توفيق داد تا همه شب وى را نماز كرديم ؟ گفت : بدانكه فردا روزه داريم ، » اين است احوال مجتهدان . و از اين بسيار است و حكايت آن دراز شود و در « كتاب احياء » بيشتر از اين بياوردهايم ، بايد كه اگر بنده چنين احوال نمىبيند بارى مىشنود تا تقصير خويش مىشناسد و رغبت خير در وى حركت كند و با نفس خويش مقاومت تواند كرد .
مقام ششم در معاتبه با نفس و توبيخ وى
بدان كه اين نفس را چنان آفريدهاند كه از خير گريزان باشد و در شر آويزان باشد ، و طبع وى كاهلى و شهوت راندن است ، و تو را فرمودهاند تا وى را از اين صفت بگردانى و از بيراهى با راه آورى . و اين با وى بعضى به عنف توان كرد و بعضى به لطف و بعضى به كردار و به بعضى به گفتار . چه در طبع وى آفريدهاند كه چون خير خويش در كارى بيند قصد آن كند ، و اگر چه با رنج باشد بر رنج صبر كند . و ليكن بيشتر حجاب وى جهل است و غفلت . و چون وى را از خواب غفلت بيدار كنى و آينهء روشن فرا روى او دارى قبول كند . و از اين گفت خداى - تعالى :
وَ ذَكِّرْ فَانَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤمِنينَ
[ 1 ] . و نفس تو هم از جنس نفس ديگران است ، كه آخر پند و توبيخ در وى اثر كند . پس خويشتن را اوّل پند ده و با وى عتاب كن ، بلكه به هيچ وقت عتاب و توبيخ از وى باز مگير و با وى بگوى : اى نفس ! دعوى زيركى كنى و اگر كسى تو را احمق گويد خشم گيرى ، و از تو احمقتر كيست ! كه اگر كسى به بازى و خنده مشغول باشد در وقتى كه
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 51 - 55 ) ، و پند ده در ياد كه پند و ياد كرد سود دارد گرويدگان را .