مراقبت در طاعات آن بود كه به اخلاص كند و با حضور دل بود و آداب تمام نگاه دارد و هيچ چيز ديگر كه در وى زيادت فضيلتى باشد دست بندارد .
و مراقبت در معصيت آن بود كه شرم دارد و توبه كند و به كفّارت مشغول شود .
و مراقبت در مباح آن بود كه بادب باشد و در نعمت خداى - تعالى - منعم را بيند و بداند كه در همه وقتى در حضرت وى است . مثلا اگر بنشيند بادب نشيند ، و اگر بخسبد بر دست راست خسبد و روى به قبله خسبد ، و به مثل اگر طعامى خورد بدل فارغ نباشد از تفكّر ، كه از همه اعمال فاضلتر ، كه در هر طعامى چندان عجايب صنع است : در آفرينش صورت و رنگ و بوى و طعم و شكل وى ، و در اعضاى آدمى كه در طعام به كار دارد ، چون انگشت و دهان و دندان و حلق و معده و جگر و مثانه ، و آنچه براى قبول طعام است ، و آنچه براى نگاهداشت طعام است تا هضم افتد ، و آنچه براى دفع ثفل [ 1 ] است .
و اين همه عجايب صنع وى است ، و تفكّر در اين عبادت بزرگ است . و اين درجهء علماست . و گروهى چنان باشند كه چون اين عجايب صنع بينند به .
عظمت صانع ترقّى كنند ، و در جلال و جمال و كمال وى مستغرق شوند . و اين درجهء موحّدان و صدّيقان است . و گروهى در طعام به چشم خشم و كراهيت نگرند ، بر خلاف شهوت ، و در ضرورت خويش نگرند ، و بدان مشغول باشند كه كاشكى بدين محتاج نبوديمى ، و در اين ضرورت تفكّر كنند و اين معنى را پيوسته مراقبت مىكنند . و اين درجهء زاهدان است . و گروهى به چشم شهوت نگرند ، و همه انديشه بدان بازآرند تا چگونه كنند تا بهترين خورند و خوشترين خورند و زيادت خورند ، و آنگاه باشد كه طبخ را و طبّاخ را و ميوه را و طعام را عيب كنند ، و ندانند كه اين همه صنع حق - تعالى - است ، و عيب صنعت عيب صانع بود . و اين درجهء اهل غفلت است . و در همه مباحات اين درجات فرا پيش آيد .
هامش
[ 1 ] ثفل ، تفاله ، آنچه دفع شود از معده .