تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
بودند :
الا لِلّهِ الدّينُ الْخالِصُ
« 1 » و نيز گفته بودند كه
انَّ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ عِبادٌ امْثالُكم
[ 1 ] . هر كه اين بشناخت اگر عاقل باشد از مراقبت دل غافل نباشد . و اصل آن است كه خاطر اوّل نگاه دارد ، كه اگر دوام بكند رغبت از وى پديد آيد ، آنگه همّت گردد و آنگه قصد شود و بر جوارح برود . و رسول گفت ( ص ) : اتّق اللّه عند همّك اذا هممت ، در آن وقت كه همّت كارى پديد آيد از خداى بپرهيز . و بدان كه شناختن اينكه از خواطر چيست كه از جهت حق است ، و چيست كه از جهت هواى نفس است علمى مشكل و عزيز است . و كسى را كه قوّت آن نبود بايد كه هميشه در صحبت عالمى باشد ورع ، تا انوار وى به وى سرايت كند ، و از علما كه حريص باشند بر دنيا حذر مىكند ، كه شيطان نيابت خويش بديشان داده باشد . خداى - تعالى - وحى فرستاد به داود ( ع ) كه « يا داود از دوستى عالمى كه دوستى دنيا وى را مست بكرده است حذر كن ، كه وى تو را از دوستى من بيفكند ، كه ايشان راه زنان‌اند بر بندگان من . » رسول ( ص ) گفت : « خداى - تعالى - دوست دارد كسى را كه در وقت شبهت تيزبين باشد و در وقت غلبهء شهوت كامل عقل باشد . » كه كمال در اين هر دو است ، كه حقيقت حال به بصيرت نافذ بشناسد ، و آنگاه به عقل كامل شهوت را دفع كند . و اين هر دو خود به هم رود : هر كه را عقلى نباشد دافع شهوت ، او را بصيرت نافذ نباشد در شبهات . براى اين گفت رسول ( ص ) : « هر كه معصيتى بكرد ، عقل از وى جدا شد ، كه هرگز باز نيايد . » و عيسى گفت ( ع ) : « كارها سه است : حقّى روشن به جاى آر ، و باطلى روشن بگذار ، و مشكل آن با عالم بگذار . »

نظر دوم مراقبت باشد در وقت عمل ،

و جمله احوال وى از سه گونه خالى نبود : يا طاعتى بود يا معصيتى يا مباحى .
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 7 - 194 ) ، اينان كه مىخوانيد فرود از اللّه به خدايى همه رهينگان‌اند چون شما . ( 1 ) ص 469 - ح 3
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 491 | الغزالي