تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
و بر آن تحريض كند . و عزم كند و بترساند نفس را كه اگر خلاف كند وى را عقوبت كند ، كه نفس هر چند جموح [ 1 ] است و سركش ، ليكن پندپذير بود و رياضت در وى اثر كند . و اين همه محاسبت است كه پيش از عمل باشد ، چنان كه حق - تعالى - گفت :
وَ اعْلَمُوا انَّ اللّهَ يَعْلَمُ ما في انْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ
[ 2 ] . و رسول گفت : « زيرك آن است كه حساب خويش بكند و آن كند كه پس از مرگ او را به كار آيد . » و گفت : « هر كار كه پيش آيد بنگر ، اگر راه آن است مىكن و اگر بيراهى است مكن و از وى دور باش . » پس هر روزى بامداد نفس را به چنين شرطى حاجت بود ، مگر كسى كه راست بايستاده باشد ، آنگاه نيز هر روزى از كارى نو خالى نبود كه در آن نيز به شرط حاجت بود .

مقام دوم در مراقبت

و معنى مراقبت پاسبانى و نگاه داشتن بود ، چنان كه بضاعت چون به شريك سپردند و شرط با وى بكردند ، بايد كه از وى غافل نماند و گوش به وى مىدارد ، نفس را نيز به گوش داشتن در هر لحظتى حاجت باشد ، كه اگر از وى غافل مانى با سر طبع خويش شود از كاهلى و شهوت راندن . و اصل مراقبت آن است كه بداند كه خداى - تعالى - بر وى مطّلع است در هر چه مىكند و مىانديشد ، و خلق ظاهر وى مىبيند و حق - تعالى - ظاهر و باطن وى مىبيند . هر كه اين بشناخت و بر دل وى اين محبّت معرفت غالب شد ظاهر و باطن وى بادب شود . چه اگر بدين ايمان ندارد كافر است ، و اگر ايمان دارد دليرى عظيم است مخالفت كردن وى را . و حق - تعالى - مىگويد :
الَمْ يَعْلَمْ بِانَّ اللّهَ يَرى
« 1 » ، نمىدانى كه خداى - تعالى - تو را مىبيند ؟
هامش
[ 1 ] جموح ، سركش ، آنكه از هواى خود نتواند باز گردد . [ 2 ] ( قرآن ، 2 - 235 ) ، و بدانيد كه اللّه مىداند آنچه در دلهاى شماست حذر كنيد از او ( و از آگاهى او ) . ( 1 ) ( قرآن ، 96 - 14 ) .