تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
همان انگار كه به مردى و درخواستى تا يك روز ديگرت مهلت دهند ، اكنون آن مهلت دادند ، چه زيان باشد بيش از آنكه وقت ضايع كنى و سعادت خويش از وى حاصل نكنى . » و در خبر است كه « فردا هر روزى و شبى را كه بيست و چهار ساعت است بيست و چهار خزانه پيش بنده نهند : يكى در باز كنند ، پرنور بيند از حسناتى كه در آن ساعت كرده باشد ، چندان شادى و راحت و نشاط به دل وى رسد از آن كه اگر آن شادى بر اهل دوزخ جمله قسمت كنند از آتش دوزخ بىخبر شوند ، و آن شادى از آن بود كه داند كه اين انوار وسيلت قبول وى خواهد بود نزديك حق - تعالى ، و يك خزانهء ديگر در باز كنند ، سياه و مظلم بيند و گندى عظيم از وى مىآيد كه همه اهل قيامت از وى بينى فراگيرند ، و آن ساعت معصيت باشد ، چندان هول و خجلت و تشوير به دل وى رسد كه اگر آن بر جمله اهل بهشت قسمت كنند نعمت بهشت بر همه منغّص شود ، و يكى ديگر در باز كنند ، نه تاريك و نه روشن ، و آن ساعتى باشد كه از عمر خود ضايع كرده بود ، چندان حسرت و غبن به دل وى رسد كه كسى بر مملكتى عظيم و بر گنجى بزرگ قادر بوده باشد و بيهوده بگذارد تا ضايع شود ، و همه عمر وى يك يك ساعت همچنين بر او عرضه كنند . » پس با نفس خويش گويد [ 1 ] : « يا نفس ، اين چنين بيست و چهار خزانه امروز در پيش تو نهادند ، زينهار تا هيچ فارغ نگذارى كه حسرت آن را طاقت ندارى . » و بزرگان گفته‌اند : « گير كه از تو عفو كنند ، نه درجه و ثواب نيكوكاران از تو فوت شود و تو در غبن آن بمانى ؟ » پس بايد كه جمله اعضاى خويش را به وى [ 2 ] سپارد و گويد : « زنهار تا زبان نگاه دارى و چشم نگاه دارى ، همچنين هفت اندام . » كه آنكه گفته‌اند كه « دوزخ را هفت در است » درهاى وى اين اعضاى تو است كه به هر يك از وى به دوزخ توان شد . پس معاصى اين اعضا با ياد آورد كه از هر يكى چه معصيت در وجود تواند آمد و او را بر حذر كند ، و هر عبادت كه در وى در وجود تواند آمد ياد آرد
هامش
[ 1 ] پس از نماز بامداد و پس از انديشه‌هاى پيشين با نفس خويش گويد . [ 2 ] نفس خويش .