و مناجات بود با وى : اگر طاعتى كند به تن براى آن كند كه فرمان بردن محبوب نيز دوست دارد ، و آنگه كه خواهد ، تن را نيز رياضت دهد و در بندگى و خدمت آن حضرت كشد - چندانكه تواند - تا دل وى را از مطالعهء آن جمال باز ندارد ، و اگر معصيتى دست بدارد از آن بدارد كه داند كه متابعت شهوات وى را حجاب كند از لذّت مشاهده و مناجات . و عارف به حقيقت اين بود .
احمد خضرويه حق را به خواب ديد كه گفت : « همه مردمان از من طلبند مگر بو يزيد كه مرا مىطلبد . » [ 1 ] و شبلى را ( ره ) به خواب ديدند ، گفتند : « خداى - تعالى - با تو چه كرد ؟ » گفت : « با من عتاب كرد ، كه يك بار بر زبان من برفته بود كه چه زيان است بيش از آنكه بهشت فوت شود ، گفت : نه ، چه زيان است بيش از آنكه ديدار من فوت شود ، » و حقيقت اين دوستى و اين لذت در اصل محبّت گفته آيد ، ان شاء اللّه تعالى .
باب دوم در اخلاص و فضيلت و حقيقت و درجات آن
امّا فضيلت اخلاص :
بدان بدانى كه خداى - تعالى - گفت :
وَ ما امِرُوا الّا لِيَعْبُدُوا اللّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ
[ 2 ] و گفت - سبحانه و تعالى -
ا لا لِلّهِ الدّينُ الْخالِصُ
[ 3 ] ، گفت : خلق را نفرمودهاند الّا به عبادت به اخلاص ، و دين خالص خداى - تعالى - راست و بس . رسول گفت ( ص ) : « خداى - تعالى - مىگويد :
اخلاص سرّى است از اسرار من ، در دل بندهاى كه دوست دارم وى را نهادهام . » و رسول ( ص ) فرا معاذ گفت : « عمل به اخلاص كن تا اندك كفايت بود . » و هر چيز كه در ذم ريا بياوردهايم همه در اخلاص است ، كه
هامش
[ 1 ] در « ترجمهء احياء » : همهء مردمان از من بهشت مىطلبند مگر بو يزيد كه مرا مىطلبد .
[ 2 ] ( قرآن ، 98 - 5 ) ، و نفرمودند مردمان را مگر آن را كه الله را پرستند پاك مىدارند او را دين .
[ 3 ] ( قرآن ، 39 - 3 ) ، آگاه باشيد كه الله راست سزا و واجب پرستش پاك از انباز گرفتن با او و به گمان بودن در يگانگى او در سخن او .