تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
تعالى - كند مرا بر وى دست نبود ، اما اين بار براى خويش و براى دينار خشمگين شدى ، و هر كه متابع هواى خويش بود ما را بر او دست باشد .

حقيقت اخلاص

بدان كه چون نيّت بشناختى كه باعث بر عمل وى است و متقاضى وى است آن متقاضى اگر يكى بود آن را اخلاص گويند ، و چون متقاضى دو باشد آميخته باشد و خالص نبود . و آميخته چنان بود مثلا كه روزه دارد از بهر خداى - تعالى - و ليكن پرهيز از خوردن نيز مقصود بود براى تندرستى ، يا كم مئونتى مقصود بود نيز ، يا آنكه در طبخ طعام و ساختن آن رنج نرسد ، يا كارى دارد تا بدان پردازد تا خوابش نگيرد و كارى بتواند كرد ، يا بنده‌اى آزاد كند تا از نفقهء وى برهد ، يا از خوى بد وى برهد ، يا حج كند تا از سفر قوى و تندرست شود ، يا تماشا كند و شهرها بيند ، يا از زن و فرزند و رنج ايشان روزى چند برآسايد ، يا از رنج دشمنى برهد ، يا به شب نماز كند تا خواب نيايد و كالا نگاه تواند داشت ، يا علم آموزد تا كفايت خويش به دست تواند آورد ، يا اسباب و ضياع خويش نگاه تواند داشت ، و يا عزيز و محتشم باشد ، يا درس و مجلس كند تا از رنج خاموشى برهد و تنگدل نشود ، يا مصحف نويسد تا خط وى نيك و مستقيم شود ، يا حج پياده كند تا كرا [ 1 ] سود كند ، يا طهارت كند تا خنك شود و پاكيزه شود ، يا غسل كند تا خوشبوى شود ، يا در مسجد اعتكاف كند تا كراى خانه نبايد داد ، يا سائل را صدقه دهد تا از ابرام و الحاح وى برهد ، يا درويش را چيزى دهد كه از منع وى شرم دارد ، يا به عيادت بيمار شود تا چون وى نيز بيمار شود به عيادت وى آيند ، يا بيمار از وى گله نكند و آزار نگيرد ، يا خيرى كند از اين جمله تا به صلاح معروف شود ، و اين ريا باشد و حكم ريا گفته‌ايم . اما اين همه انديشه‌ها اخلاص باطل كند ، اگر اندك بود و اگر بسيار ، بلكه خالص آن بود كه در وى نفس را هيچ نصيب نبود ، بلكه براى
هامش
[ 1 ] كرا ، كرايه .