تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
حرص فرمانبردارى وى را بر پاى انگيخت تا در نماز ايستاد ، اين خود نيّت بود ، و به زبان گفتن كه نيّت كردم بيهوده بود . چنان كه گرسنه گويد كه نيّت كردم كه نان خورم براى گرسنگى ، و اين بيهوده بود ، كه چون گرسنه بود خود خوردن براى آن باشد ناچار . و هر جاى كه حظّ نفس پديد آمد نيّت آخرت دشخوار فراز آيد ، مگر كه كار آخرت جمله غالب افتاده باشد . پس مقصود آن است تا بدانى كه نيّت آن است كه به دست تو نيست ، كه نيّت خواستى است كه فراكارى دارد ، و كار تو به قدرت تو است ، تا اگر بخواهى بكنى و اگر نخواهى نكنى ، امّا خواست تو به دست تو نيست ، تا اگر خواهى خواهى ، و اگر نخواهى نخواهى ، بلكه خواست باشد كه آفريند و باشد كه نيافريند ، و سبب پديد آمدن وى آن باشد كه تو را اعتقاد افتد ، كه غرض تو در اين جهان يا در آن جهان در كارى بسته است ، تا باشد كه خواهان آن گردى و كسى كه اين اسرار نداند بسيار طاعتها دست بدارد كه نيّت حاضر نيابد . ابن سيرين بر جنازهء حسن بصرى نماز نكرد ، گفت : « نيّت نمىيابم . » و سفيان ثورى را گفتند بر جنازهء حماد بن سليمان نماز نكنى و او از علماى كوفه بود ، گفت : « اگر نيّت بودى كردمى . » و كسى از طاوس دعا خواست ، گفت : « صبر كن تا نيّت فراز آيد ، آنگه دعا كنم . » چون از وى روايت حديث خواستندى ، بودى كه نكردى ، و وقت بودى كه ناگاه روايت كردى و گفتى : « در انتظار نيّت بودم تا فراز آيد . » و يكى گفت : « ماهى باشد تا در آنم كه نيّت درست كنم در عيادت فلان بيمار ، و هنوز نشده است . » و در جمله تا حرص دين و ترس بر كسى غالب نبود وى را در هيچ خير نيّت فراز نيايد ، بلكه در فرائض نيز به جهد فراز آيد ، و باشد كه تا از آتش دوزخ باز نينديشد و خويشتن را بدان نترساند نيّت فراز نيايد . چون كسى اين حقايق بدانست ، باشد كه فضائل بگذارد و به مباحات شود ، كه در مباحات نيّت او چنان بود كه كسى در قصاص نيّت يابد و در عفو نيابد ، و قصاص در حقّ وى فاضل‌تر باشد ، و باشد كه نيّت نماز شب نيابد ، و نيّت خواب يابد تا