تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
سوم آنكه نيّت كند كه بدين ، چشم و گوش و دست و زبان و پاى از حركات باز دارد ، و اين نوعى از روزه است ، كه در خبر است كه « نشستن در مسجد رهبانيّت امّت من است . » چهارم آنكه شغلها از خويشتن دور كند تا همگى خود به حق - تعالى - دهد و به ذكر و فكر و مناجات مشغول شود . پنجم آنكه از مخالطت و شرّ مردمان سلامت يابد . ششم آنكه اگر در مسجد منكرى بيند نهى كند ، و اگر چيزى بيند بفرمايد ، و اگر كسى نماز بد كند به وى آموزد . هفتم آنكه باشد كه اهل دين را بيند و با وى برادرى گيرد در دين ، كه مسجد آرامگاه اهل دين باشد . هشتم آنكه تا از خداى - تعالى - شرم دارد كه در خانهء وى گناه كند يا بد انديشد . و بر اين قياس مىكن جمله طاعات را كه در هر يك ، نيّت بسيار توان كرد تا ثواب مضاعف شود . قسم سوم مباحات بود و هيچ عاقل مباد كه غافل‌وار چون بهايم در مباحات مىرود و از نيّت نيكو غافل ، كه خسرانى عظيم بود ، كه از اين حركات همه سؤال خواهند كرد و در همه مباحات حساب خواهد بود . كه اگر نيّت بد بود بر وى بود ، و اگر نيّت نيك بود وى را بود ، و اگر نه سر بسر بود ، و ليكن وقت ضايع كرده باشد كه بدان صرف كرده باشد و از وى فايده بر نگرفته باشد ، و خلاف كرده باشد اين آيت را كه
وَ لَا تَنْسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنْيا وَ احْسِنْ كَما