تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
شرع است اگر وى در فساد به كار دارد من مأخوذ نيّت خويش باشم ، اين جهل محض است ، و همچون كسى باشد كه شمشير به كسى بخشد كه راه زند ، و انگور به كسى بخشد يا فروشد كه داند كه خمر خواهد كرد ، و گويد مقصود من سخاوت است ، كه خداى - تعالى - هيچ كس از سخى دوست‌تر ندارد . و اين از جهل وى بود . بلكه چون . داند كه راه خواهد زد ، شمشير از دست وى بيرون بايد كرد ، چگونه روا بود كه يكى ديگر به وى دهد ؟ بلكه همه سلف به خداى - تعالى - پناهيدند از عالم فاجر ، و هر شاگرد كه از وى اثر معصيت ديده‌اند مهجور بكرده‌اند . تا [ 1 ] احمد حنبل شاگردى قديمى را مهجور كرد به سبب آنكه بيرون ديوار سراى خويش در كاهگل گرفته بود ، و گفت : « يك ناخن از شاهراه مسلمانان گرفتى ، نشايد علم در تو آموختن . » پس معصيت به نيّت خير خير نگردد ، بلكه خير آن بود كه فرمان بر آن بود . قسم دوم طاعات و نيّت در اين از دو وجه اثر دارد : يكى آنكه اصل وى به نيّت درست آيد ، و ديگر آنكه هر چند نيّت بيشتر مىشود ثواب مضاعف مىشود . و هر كه علم نيّت بياموزد ، به يك طاعت ده نيّت نيكو توان كرد ، تا آن ده طاعت شود . مثلا چون در مسجد اعتكاف كرد : نيّت كند كه اين خانهء خداى - تعالى - است و هر كه در آنجا شود به زيارت خداى شده باشد ، و رسول گفت ( ص ) : هر كه در مسجد شود به زيارت خداى - تعالى - شده باشد ، و حق است بر مزور [ 2 ] كه زائر را كرامت كند . دوم آنكه انتظار ديگر نماز مىكند ، كه در خبر است كه « منتظر نماز در نماز است . »
هامش
[ 1 ] تا ، حتى . [ 2 ] مزور ، زيارت شده .