طهارت داشته است پس از نماز . و اين همه احوال دل است .
امّا آنكه قصد معصيتى كند و آنگاه نكند از بيم خداى - تعالى - وى را حسنه بنويسند ، چنان كه در خبر آمده است . چه قصد بر موافقت طبع است ، و دست به داشتن بر خلاف طبع مجاهده است كه اثر آن در روشن گردانيدن دل بيشتر است از اثر آن قصد در تاريك كردن دل . و معنى نبشتن حسنه اين بود و معنى اين خبر اين است . اما اگر به سبب عجز دست بدارد و آن را هيچ كفّارت نرفته باشد ، آن ظلمت از او نيفتد و بدان مأخوذ بود ، همچون كشتهاى كه به سبب عجز از كشتن خصم خويش بازماند و كشته آيد .
پيدا كردن آنچه به نيّت بگردد از اعمال
بدان كه اعمال سه قسم است : طاعات و معاصى و مباحات .
و باشد كه از اينكه رسول ( ص ) گفت : انّما الاعمال بالنيّات ، پندارند كه معصيت نيز بر نيّت خير از جمله عبادات است . و اين خطاست ، بلكه اين يك قسم ، نيّت را در وى اثر نيست ، ليكن نيّت بد وى را خبيثتر گرداند . و مثل اين چنان بود كه كسى غيبت كند براى شادى دل كسى ، يا مسجد و مدرسه و رباط كند از مال حرام و گويد نيّت من خير است . و اين قدر نداند كه نه خير است ، از بهر آنكه قصد خير كردن در شر شرّى ديگر باشد . اگر همه داند خود فاسق است ، و اگر نداند و پندارد كه اين خير است هم فاسق است ، كه طلب علم فريضه است . و بيشتر هلاك خلق از جهل است . و از اين گفته است سهل تسترى كه هيچ معصيت از جهل بيش نيست و جهل به جهل از جهل عظيمتر . كه چون نداند كه نداند هرگز نياموزد و اين حجاب و سدّ وى گردد . و همچنين تعليم كردن شاگرد را ، كه دانى كه مقصود وى آن است تا از قضا [ 1 ] و اوقاف و مال ايتام [ 2 ] و مال سلطان به دست آورد و دنيا گرد كند و به مباهات و منافست مشغول شود ، حرام است . و اگر مدرّس گويد كه نيّت من نشر علم
هامش
[ 1 ] قضا ( از عربى قضاء ) ، دادرسى كردن ، قضاوت .
[ 2 ] ايتام ، يتيمان .