و اين هر يكى حكمى دارد ديگر ، چنان كه در اخلاص گفته آيد : و مقصود آن است كه بدانى كه معنى نيّت غرض و باعث و محرّك باشد . و اين گاه خالص بود و گاه آميخته .
فصل
بدان كه رسول ( ص ) گفته است كه نيّة المؤمن خير من عمله ، نيّت مؤمن بهتر از كردار وى است . و بدين نه آن خواسته است كه نيّت بىكردار بهتر از كردار بىنيّت باشد ، كه اين خود پوشيده نماند كه كردار بىنيّت عبادت نبود و [ 1 ] نيّت بىكردار عبادت بود ، بلكه معنى آن است كه طاعت وى به تن است و به دل ، و اين دو جزء است ، از اين هر دو ، آن يكى كه به دل است بهتر . و سبب اين آن است كه مقصود از عمل تن آن است تا صفت دل بگردد [ 2 ] ، و مقصود از نيّت و عمل دل آن نيست تا صفت تن بگردد . و مردمان چنان پندارند كه نيّت براى عمل مىبايد ، و حقيقت آن است كه عمل براى نيّت مىبايد ، كه مقصود همه گردش دل است ، كه مسافر بدان جهان دل است و سعادت و شقاوت وى راست ، و تن اگر چه در ميان خواهد بود و ليكن تبع است . همچون اشتر ، اگر چه حج بىوى نيست و ليكن حاجى نه شتر است . و گردش دل خود يك چيز بيش نيست : آنكه از دنيا روى به آخرت آورد ، بلكه از دنيا و آخرت روى به خداى - تعالى - آورد . و روى دل پيش از خواست و ارادت وى نيست . چون غالب بر دل وى خواست دنيا بود روى وى با دنيا بود . و علاقت وى با دنيا خواست وى است و در ابتداى آفرينش چنين است . چون خواست حق - تعالى - و ديدار آخرت غالب شد ، صفت وى بگرديد و روى با ديگر جانب كرد . پس مقصود از همه اعمال گردش دل است : از سجود نه مقصود آن است كه [ 3 ] پيشانى بگردد تا از هوا به زمين رسد ، بلكه آنكه صفت دل بگردد و از هوا و تكبّر به تواضع رسد . و مقصود از اللّه اكبر نه آن است كه زبان بگردد و بجنبد ، بلكه آنكه صفت دل بگردد از تعظيم خويش و به تعظيم خداى - تعالى - شود . و مقصود از سنگ انداختن در حج نه آن است
هامش
[ 1 ] و حال آنكه .
[ 2 ] گرديدن ، تغيير كردن .
[ 3 ] مقصود آن نيست كه .