تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
توحيد غالب شود ، وى در راه خداى است . » و گفت : « هر كه نكاح كند و نيّت كند كه كابين ندهد زانى است ، و هر كه وامى كند و نيّت كند كه باز ندهد دزد است . » و بدان كه علما گفته‌اند : اول نيّت عمل بياموز و آنگه عمل . يكى مىگفت مرا عملى بياموزيد كه شب و روز بدان مشغول باشم ، تا هيچ وقت از خير خالى نباشم ، گفتند چون خير نتوانى كرد نيّت خير مىكن بر دوام ، تا ثواب آن خير مىرود . [ 1 ] بو هريره گفت : « خلق را روز قيامت حشر بر نيّتهاى ايشان خواهند كرد . » و حسن بصرى گويد : « بهشت جاويدان بىآخر نه بدين عمل روزى چند است ، به نيّت نيكوست كه نيّت را آخرى نبود . »

حقيقت نيّت

بدان كه از آدمى هيچ حركت در وجود نيايد تا سه حاجت در پيش وى نباشد : علم و ارادت و قدرت ، يعنى دانش و خواست و توانايى . مثلا چون طعامى نبيند نخورد ، و چون بديد اگر بايست [ 2 ] آن نبود و خواست آن نبود هم نخورد ، و اگر خواست بود چون دست مفلوج بود كه كار نتواند كرد هم نخورد ، كه قدرت ندارد . پس اين سه حاجت در پيش همه حركات مىرود . و ليكن حركت تبع قدرت است ، و قدرت تبع خواست و ارادت است ، كه بايست [ 3 ] قدرت را فرا كار مىدارد ، و بايست تبع علم نيست ، كه بسيار چيز بيند و نخواهد ، و ليكن بىعلم نيز خواستن صورت نبندد ، كه چيزى كه نداند چون خواهد . و نيّت از اين هر سه عبارت است از خواست و از قدرت و از علم ، و خواست آن است كه وى را بر پاى انگيزد و فرا كار دارد ، و اين را نيز غرض گويند و قصد گويند و نيّت گويند . و اين هر سه يك معنى است . پس غرض ، كه وى را بر پاى انگيزد و فرا كار دارد ، گاه بود كه يكى بود و گاه بود كه دو غرض در يك چيز فراهم آيد .
هامش
[ 1 ] پيوسته حاصل آيد . [ 2 ] بايست ، ضرورت ، نياز . [ 3 ] بايست ، ضرورت ، نياز .