تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
و گفته‌اند اول چيزى كه از طول امل پديد آمد پس از رسول ( ص ) بنا كردن به گچ بود و درز جامه باز نبشتن [ 1 ] كه در آن عهد يك درز بيش نبودى . و عباس ( رض ) منظرى [ 2 ] بلند بكرده بود ، رسول ( ص ) بفرمود تا باز كردند [ 3 ] . و يك روز به گنبدى بگذشت بلند ، گفت : اين كه راست ؟ گفتند : فلان را ، پس از آن آن كس به نزديك رسول ( ص ) مىآمد ، در وى نمىنگريست ، تا آنگاه كه آن كس سبب آن بپرسيد ، با وى بگفتند ، رفت و گنبد باز كرد ، و رسول ( ص ) بر وى دل خوش كرد و وى را دعا گفت . و حسن مىگويد ( رض ) : « رسول ( ص ) در همه عمر خويش خشتى بر خشتى ننهاد و چوبى بر چوبى . » و رسول گفت ( ص ) : « هر كه خداى - تعالى - به وى شرّى خواهد مال وى در آب و خاك هلاك كند . » و عبد اللّه عمر ( رض ) گويد كه « رسول ( ص ) به ما بگذشت ، گفت : اين چيست كه مىكنيد ؟ گفتيم : خانه‌اى است از نى تباه شده است ، نيك مىكنيم ، گفت : كار نزديكتر از آن است كه مهلت برد ، يعنى مرگ . » و رسول گفت ( ص ) : « هر كه بنا كند بيش از حاجت ، روز قيامت وى را تكليف كنند تا بر گيرد . » و گفت : « در همه نفقتها مزد است مگر آنچه در آب و خاك بود . » و نوح ( ع ) خانه‌اى كرد از نى ، گفتند : « اگر از چوب و خشت كنى چه بود ؟ » گفت : « آن كس را كه مىببايد مرد اين بسيار است . » و رسول گفت ( ص ) : « هر بنا كه بنده كند در قيامت بر وى و بال باشد ، الّا آنكه وى را از گرما و سرما نگاه دارد . » و عمر در راه شام كوشكى ديد از خشت پخته ، گفت : « هرگز ندانستم كه در اين امّت آن بنا كنند كه هامان كرد براى فرعون . » كه خشت پخته وى خواست ، گفت : اوقد لي يا هامان على الطّين . [ 4 ] و در اثر است كه « چون بنده بنا از شش گز بالا دهد فرشته منادى كند از آسمان ، گويد : اى فاسق‌ترين همه فاسقان ، كجا مىآيى ؟ » يعنى تو را زمين فرومىبايد شد در گور ، به جانب آسمان
هامش
[ 1 ] باز نبشتن ، باز نورديدن ، دو درزه دوختن . [ 2 ] منظر ، پنجره . در « ترجمهء احياء » : و پيغامبر ( ص ) عباس را فرمود تا دروازه‌اى كه بنا كرده بود ويران كرد . ( منجيات ، ص 639 ) . [ 3 ] باز كردن ، خراب كردن . [ 4 ] آتش بر افروز براى من اى هامان بر گل ( خشت پخته بساز ) .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 447 | الغزالي