تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
گفت : « يا حفصه حال شوهر هيچ كس بهتر از زن وى نداند ، تو حال رسول ( ص ) بهتر از همه دانى ، به خداى بر تو كه رسول چند سال بود در رسالت و نبوّت كه وى و اهل وى چون بامداد سير بودندى شبانگاه گرسنه بودندى ، و چون شبانگاه سير بودندى بامداد گرسنه بودندى ، به خداى بر تو كه چندين سال بر وى گذشت كه خرما سير نيافت ، تا آنگاه كه فتح خيبر افتاد ، به خداى بر تو كه دانى كه يك روز طعام برخوان پيش وى نهادند و وى از كراهيت متغيّر شد ، تا آنگاه كه بفرمود تا بر زمين نهادند ، و به خداى بر تو كه دانى كه شب بخفتى بر گليمى دو توى ، يك بار آن گليم چهار تو كردند تا نرم‌تر بود ، گفت : دوش آن گليم چهار تو نرم‌تر بود ، مرا از نماز شب باز داشت ، گفت : چنان كه بودى دو توى بيش مكنيد ، به خداى بر تو كه دانى كه جامهء وى بشستندى و بلال بانگ نماز كردى و تا جامه خشك نشدى بيرون نتوانستى آمدن كه جامهء ديگر نداشتى ، به خداى بر تو كه دانى كه زنى از بنى ظفر [ 1 ] وى را ازارى و ردايى همىبافت ، پيش از آنكه هر دو تمام شد يكى بفرستاد ، رسول ( ص ) بيرون آمد ، آن به پشت فرا گرفته بود و پيش گره برزده و جز آن هيچ چيز نداشت . » حفصه گفت : « همه همچنين دانم . » پس چندان بگريستند عمر و حفصه كه از هوش بشدند . پس گفت : « دو يار من از پيش بشده‌اند ، يعنى محمّد و أبو بكر ، و ايشان راهى رفته‌اند كه اگر راه ايشان روم بديشان رسم و اگر نه مرا به راهى ديگر ببرند ، و من هم بر آن عيش [ 2 ] سخت ايشان روم و صبر كنم تا آن عيش به راحت جاويدان با ايشان به هم [ 3 ] دريابم . » و بعضى از صحابه اوّل طبقهء تابعيان را گفت كه عبادت شما بيش است از عبادت صحابه ، ليكن ايشان از شما بهترند ، كه [ 4 ] از شما زاهدتر بودند در دنيا . و عمر گفت : « زهد دنيا هم راحت دل است و هم راحت تن . » و ابن مسعود مىگويد : « دو ركعت نماز از زاهد در دنيا فاضل‌تر از عبادت همه مجتهدان تا به آخر عمر . » سهل تسترى گويد : « عمل به اخلاص آن وقت
هامش
[ 1 ] نسخه بدل : بنى نضير . [ 2 ] عيش ، زندگانى . [ 3 ] به هم ، با هم . [ 4 ] زيرا كه .