بكنم ، و سبب بيشين غلبهء شهوات بود كه در حال با وى بر نيايد ، نقد نگاه دارد و نسيه فراموش كند .
فضيلت زهد
بدان كه هر چيزى كه در ذمّ دوستى دنيا بياوردهايم دليل اين است و ليكن دوستى دنيا از مهلكات است و دشمنى وى از منجيات . و اينجا اخبارى كه در دشمنى وى آمده است بياوريم . و ثناى مهين بر زهد آن است كه با اهل علم اضافت كرده است [ 1 ] وى را در قرآن ، كه چون قارون بيرون آمد در موكب خويش آراسته ، هر كس همىگفتند كاشكى اين مرا بودى !
قالَ الَّذينَ أوتوا العِلْمَ وَيْلَكُم ثَوابُ اللّهِ خَيْرٌ
، « 1 » آن قوم كه اهل علم بودند گفتند ثواب آخرت از اين همه بهتر . و از اين گفتهاند كه هر كه چهل روز در دنيا زاهد شود چشمههاى حكمت بر دل وى گشاده شود . و رسول گفت ( ص ) : « اگر خواهى كه خداى - عزّ و جلّ - تو را دوست دارد در دنيا زاهد شو . » و چون حارثه رسول را گفت ( ص ) كه « من مؤمنم حقا . » گفت : « نشان آن چيست ؟ » گفت : « اين نفس من چنان از دنيا رميده است كه زر و سنگ نزديك من برابر است و گويى در بهشت و دوزخ مىنگرم . » گفت : « نيك نگاه دار كه يافتى آنچه مىبايست . » آنگاه گفت : « اين بندهاى است كه خداى - تعالى - دل وى منوّر بكرده است : عبد نوّر اللّه قلبه . » و چون اين آيت فرود آمد :
فَمَنْ يُرِدِ اللّهُ انْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْاسْلامِ
[ 2 ] گفتند : « يا رسول اللّه اين شرح چيست ؟ [ 3 ] » گفت : « آنكه دل وى از اين سراى غرور رميده شود و روى به سراى جاويدان آورد و ساز پس از مرگ پيش از مرگ ساختن گيرد . » و رسول گفت ( ص ) : « از حق - تعالى - شرم داريد ، چنان كه حقّ حياست از وى . » گفتند : « نه شرم مىداريم ؟ » گفت : « پس چرا جمع مىكنيد مالى كه به خوردن آن نخواهيد رسيدن و چرا بنا مىكنيد جايى كه مسكن شما آن نخواهد بودن ؟ » و يك روز
هامش
[ 1 ] اضافت كردن ، نسبت كردن .
[ 2 ] ( قرآن ، 6 - 125 ) ، هر كه اللّه خواهد كه وى را راه نمايد باز گشايد دل وى تصديق و تسليم را .
[ 3 ] معنى اين « شرح » چيست ؟ .
( 1 ) ( قرآن ، 28 - 80 ) .