تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
رسول ( ص ) خطبه مىكرد و گفت : « هر كه كلمهء لا إله إلا اللّه به سلامت بياورد به چيزى ديگر نياميخته ، بهشت وى راست . » على ( رض ) برخاست و گفت : « يا رسول اللّه تفسير كن تا آن چيست كه به وى نمىبايد آميخت . » گفت : « دوستى دنيا و جستن آن ، كه قومى باشند كه سخن ايشان سخن پيغامبران بود و كردار ايشان كردار جبّاران ، هر كه لا إله إلا اللّه بياورد و اين در وى نبود جاى وى بهشت بود . » و رسول ( ص ) گفت : « هر كه در دنيا زاهد شود خداى - تعالى - در حكمت بر دل وى بگشايد و زبان وى را بدين كلمه گويا گرداند و علّت [ 1 ] و دارو و درمان دنيا به وى نمايد [ 2 ] و از دنيا به سلامتش به دارالسّلام برد . » و رسول ( ص ) با صحابه در ميان صحرا به رمهء اشتر بگذشت ، همه اشتران فربه و نيكو و آبستن بودند ، و عزيزترين مال عرب شتر باشد كه از ايشان هم شير باشد و هم گوشت و هم بار كشيدن و هم پشم و هم مال ، رسول ( ص ) روى بگردانيد و بدان ننگرست . گفتند : « يا رسول اللّه اين عزيزترين مال عرب است ، چرا بدين ننگرى ؟ » گفت : « خداى - تعالى - مرا از اين نهى كرده است كه بديشان نگرم . گفته است :
وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ الى ما مَتَّعْنا بِهِ ازْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الحَيوةِ الدُّنيا
. [ 3 ] و عيسى را گفتند ( ع ) : « اگر دستورى دهى تا خانه‌اى كنيم چندانكه در آن عبادت كنى . » گفت : « برويد و بر آب خانه‌اى بنا كنيد . » گفتند : « بر آن خانه چون توان كرد ؟ » گفت : « با دوستى دنيا عبادت چون توان كرد ؟ » و رسول ما گفت ( ص ) : « اگر خواهى كه خداى - تعالى - تو را دوست دارد ، دست از دنيا بدار ، و اگر خواهى كه مردمان تو را دوست دارند ، دست بدار از آنچه ايشان دوست دارند . » و حفصه فرا پدر خويش گفت : « يا پدر چون مال غنيمت از شهرها دررسد ، جامه‌اى نرم‌تر از اين درپوش و طعامى خوش‌تر از اين بساز تا باشد كه كسى كه با تو بود مىخورد . »
هامش
[ 1 ] علت ، بيمارى . [ 2 ] نمودن ، آشكار كردن ، نشان دادن . [ 3 ] ( قرآن ، 20 - 131 ) ، و مكش نگرستن دو چشم خويش را به آنچه برخوردار كرديم و فراداشتيم به آن مردى چند وزنى چند از ايشان شكوفهء اين جهانى ( كه بيفروزد و نپايد ) .