تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
استخوان بود ، گوشت از وى بيفتاده باشد . » و گفت ( ص ) : « هر كه خواهد و دارد ، آن آتش دوزخ است كه مىستاند ، گو خواه اندك ستان و خواه بسيار . » و پرسيدند از رسول ( ص ) : « چند بايد كه دارد تا سؤال نشايد ؟ » در يك خبر است كه « شام و چاشت . » و در يك خبر : « پنجاه درم . » امّا اينكه پنجاه درم گفته است ، معنى اين پنجاه درم نقره باشد يا چيزى كه قيمت آن بود كسى را كه تنها بود اين كفايت يك سال بود . چون اين قدر ندارد ، و معهود و معتاد [ 1 ] در آن شهر بود كه زمان زكات دادن و موسم صدقات يك وقت بود ، اگر نخواهد جمله سال ضايع ماند ، اين مقدار سؤال روا بود . اما شام و چاشت در حق كسى گفته باشد كه هر روز سؤال تواند كرد ، كه روز در حق وى چون سال بود در حق آن ديگر . و اين در حق مدّت است . امّا جنس حاجت وى ، اصلى سه است : نان و جامه و مسكن . رسول گفت ( ص ) : « فرزند آدم را در دنيا هيچ حق نيست مگر در سه چيز : طعامى كه پشت وى راست دارد ، و جامه‌اى كه عورت بپوشد ، و مسكنى كه در آنجا بنشيند ، و آنچه در خانه كه وى را لا بد بود از متاع خانه هم در اين معنى بود . » امّا اگر نمد و حصير دارد براى زيلو سؤال نشايد كرد . و اگر سفالين دارد براى آفتابه سؤال نشايد كرد و اين در تقدير نيايد [ 2 ] . ليكن بايد كه بىحاجتى مهم چيزى كه فاحشه [ 3 ] است نكند .

فصل [ درجات درويشان ]

بدان كه درجات درويشان متفاوت است . بشر حافى مىگويد ايشان بر سه درجه‌اند :
هامش
[ 1 ] معتاد ، عادت شده . [ 2 ] محدود نمىشود . [ 3 ] فاحشه ، هر گناه و بدى كه از حد در گذرد .