سوم آنكه در وى رنجانيدن آن كس باشد ، كه بود [ 1 ] كه آنچه دهد به شرم دهد و به ريا دهد كه از ملامت ترسد . پس اگر دهد رنجور شود و از دل ندهد ، و اگر ندهد در رنج شرم و ملامت افتد . و خلاص از اين بدان بود كه صريح نگويد ، معارضه كند . [ 2 ] چنان كه آن كس اگر خواهد ، خويشتن غافل تواند ساخت . و چون صريح گويد تعيين نكند ، بر جمله گويد . مگر [ 3 ] كه يك كس حاضر باشد كه توانگر بود و داند كه بر آن كس زكات واجب است ، روا بود اگر چه رنج رسدش ، چون خود مستحقّ زكات بود . و اگر توانگر بود ، كه همه چشم بر وى دارند و اگر ندهد ملامت كنند ، اين نيز چون تعيين بود . امّا اگر براى كسى ديگر خواهد كه مستحقّ زكات بود و داند كه بر آن كس زكات واجب است روا بود ، اگر چه رنج به دل وى رسد ، و چون خود مستحقّ زكات بود همچنين . امّا آنچه از بيم ملامت دهد يا از شرم دهد حرام بود ستدن آن ، كه آن همچون مصادره بود . و در فتوى در ظاهر زبان نگرند ، و ليكن اين در اين جهان به كار آيد . در آن جهان بر فتواى دل اعتماد كنند ، چون دل گواهى دهد كه به كراهيت مىدهد حرام بود .
پس از اين جمله معلوم شد كه سؤال حرام است الا به ضرورت يا به حاجتى مهم . اگر براى زيادتى تجمّل يا براى خوش خوردن يا براى جامهء نيكو به دست آوردن بود ، اين نشايد . كسى را شايد كه عاجز بود و هيچ چيز ندارد و هيچ كسب نتواند كرد ، يا اگر كسب تواند كرد به طلب علم مشغول است و به كسب از آن بازماند . امّا اگر به عبادت مشغول است نشايد سؤال كردن ، بلكه كسب واجب آيد . و اگر به قوت حاجت افتد و ليكن در خانه كتابى دارد كه بدان محتاج نيست يا سجّادهء زيادتى دارد يا مرقّعى زيادتى يا مانند اين ، سؤال حرام بود ، بايد كه پيشتر آن خرج كند . اما اگر كسى سؤال بدان كند تا كودكان را و خويشتن را تجمّل سازد ، اين حرام بود . رسول ( ص ) گفت : « هر كه چيزى دارد و سؤال كند ، روز قيامت مىآيد و روى وى همه
هامش
[ 1 ] بود ، باشد .
[ 2 ] به تعريض و كنايه سخن گويد .
[ 3 ] مگر ، شايد .