طاقت اين ندارد تا خود بدهد با خداوند [ 1 ] بگويد تا به مستحق رساند .
امّا مهم است نيّت دهنده گوش داشتن . و آن يا به هديه بود يا به صدقه يا به ريا .
امّا آنچه به هديه بود ، قبول كردن سنّت است ، چون از منّت خالى باشد . و اگر داند كه بعضى از منّت خالى باشد و بعضى نه ، آن قدر بيش نستاند كه در وى منّت نبود . يكى روغن آورد رسول را ( ص ) و پينو [ 2 ] و گوسفندى . گوسفند باز داد و ديگر قبول كرد . و يكى فتح موصلى را پنجاه درم آورد . گفت : « در خبر است كه هر كه وى را بىسؤال چيزى آورند رد كند بر خداى - تعالى - رد كرده باشد . » يك درم برگرفت و باقى باز داد . و حسن بصرى همين حديث روايت كرد . و ليكن روزى مردى كيسهاى سيم و بسيار جامهء نيكو به وى برد قبول نكرد ، و گفت : « هر كه مجلس كند و از مردمان چيزى بستاند روز قيامت خداى - تعالى - نبيند و از وى هيچ نصيب نيابد . » و اين از آن قبول نكرده باشد كه نيّت وى از مجلس ثواب بوده باشد . دانسته بود كه آن به سبب مجلس آورده بود ، نخواست كه اخلاص باطل شود . و يكى را دوستى چيزى داد گفت : بگذار و نگاه كن ، اگر قدر من در دل تو بيشتر از آن خواهد شد اگر قبول كنم تا قبول كنم . و سفيان ثورى از كس چيزى نستدى و گفتى اگر دانمى كه وانگويد بستانمى . يعنى لاف زنند و منّت بر نهند . و كس بودى كه از دوستان خاص بستدى و از ديگران نستدى ، و همه از منّت حذر كردندى . بشر حافى گويد : « از هيچ كس سؤال نكردهام مگر از سرّى سقطى ، كه زهد وى بدانستهام كه بدان شاد شود كه چيزى از دست وى بيرون شود . » امّا اگر بر نيّت ريا دهد ناستدن مهمتر باشد . يكى از بزرگان چيزى
هامش
[ 1 ] خداوند ، صاحب ، صاحب مال .
[ 2 ] پينو ، كشك ، قروت .