تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
كه وقت ديدار دوست آمد ، آمدن مرگ را كاره نباشد ، و دوستى حق - تعالى - غالب شود و دوستى دنيا باطل و ناپيدا شود . اين نشان حسن خاتمت بود . پس هر كه خواهد كه از اين خطر دور تر باشد بايد كه از بدعت دور باشد ، و بدانچه در قرآن و اخبار است ايمان آورد ، و هر چه بداند قبول كند و هر چه نداند تسليم كند و به جمله ايمان آورد ، و جهد آن كند تا دوستى خداى - تعالى - بر وى غالب شود و دوستى دنيا ضعيف شود و ناپيدا شود . و اين بدان ضعيف شود كه حدود شرع نگاه مىدارد تا دنيا بر وى منغّص شود و از وى نفور گردد ، و دوستى خداى - تعالى - بدان قوى شود كه هميشه ذكر وى مىكند و صحبت با دوستان وى دارد ، نه با دوستان دنيا . پس اگر دوستى دنيا غالب‌تر بود كار بر خطر بود ، چنان كه در قرآن گفت كه اگر پدر و فرزند و زن و مال و نعمت و هر چه داريد دوست‌تر داريد از خداى - تعالى - پس ساخته باشيد تا فرمان خداى - تعالى - دررسد :
فَتَرَبَّصوا حَتَّى يَأْتِىَ اللّهُ بِامْرِهِ
[ 1 ] .

علاج به دست آوردن خوف

بدان كه اوّل مقام از مقامات دين يقين و معرفت است ، پس از معرفت خوف خيزد ، و از خوف زهد و صبر و توبه خيزد ، و از زهد و توبه صدق و اخلاص و مواظبت بر ذكر و فكر بر دوام پديد آيد ، و از آن انس و محبّت خيزد ، و اين نهايت مقامات است ، و رضا و تفويض و شوق اين همه خود تبع محبّت باشد . پس كيمياى سعادت پس از يقين و معرفت خوف است ، هر چه پس از آن است بىوى راست نيايد . و اين به سه طريق به دست آيد :

اوّل به علم و معرفت ،

كه چون خود را و حق - تعالى - را بشناخت از حق - تعالى - به ضرورت بترسد . كه هر كه در چنگال شير افتاد و وى شير را
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 9 - 24 ) ، از بهر وى چشم مىداريد تا آنگه كه خداى كار خويش آرد و فرمان خويش به سر شما .