خطايى كشف كنند ، و بدان سبب در ديگر اعتقادها كه داشته است نيز به شك افتد ، كه اعتماد وى برخيزد از اعتقاد خويش ، و بر اين شك از دنيا بيرون شود . و اين خطر مبتدع را بود ، و كسى را كه راه كلام و دليل سپرد ، اگر چه با ورع و پارسا باشد ، امّا ابلهان و اهل سلامت كه مسلمانى به ظاهر ، چنان كه در قرآن و اخبار است ، بگرفته باشند از اين ايمن باشند . و از اين گفت رسول ( ص ) : عليكم بدين العجائز [ 1 ] و اكثر اهل الجنّة البله [ 2 ] . و سلف بدين سبب بود كه از كلام و بحث و جستوجوى حقيقت كارها منع كردندى كه دانستند كه هر كسى طاقت آن ندارد و زود در بدعتى اوفتد .
سبب دوم آن بود كه ايمان در اصل ضعيف باشد ، و دوستى دنيا غالب بر دوستى خداى - تعالى . به وقت مرگ چون بيند كه همه شهوات وى از وى مىبازستانند و از دنيا به قهرش بيرون مىرانند و جايى مىبرند كه نمىخواهد ، باشد كه بدين سبب كراهيتى از آنكه با وى اين مىكند با وى گردد [ 3 ] ، و آن دوستى ضعيف نيز باطل شود . چون كسى كه فرزندى را دوست دارد و ليكن دوستى ضعيف ، چون اين فرزند چيزى را كه معشوق وى باشد و از فرزند دوستتر دارد از وى باز ستاند ، فرزند را دشمن گيرد ، و آن مقدار دوستى كه بود نيز باطل شود . و از براى اين است كه درجهء شهادت عظيم است ، كه در آن وقت دنيا از پيش برخاسته باشد و حبّ خداى - تعالى - غالب شده ، و تن بر مرگ نهاده ، در چنين حال مرگ دررسد غنيمتى بزرگ بود ، چه اين چنين حال زود بگردد و دل بر آن صفت بنماند . پس هر كه را دوستى حق - تعالى - غالبتر بود از همه چيزى ، لا بد وى را از آن باز داشته باشد كه همگى خويش به دنيا دهد ، وى از اين خطر ايمنتر بود ، و چون به وقت مرگ رسد و داند
هامش
[ 1 ] بر شما باد به دين پيرزنان .
[ 2 ] بيشتر اهل بهشت ابلهاناند .
[ 3 ] در « ترجمهء احياء » :
پس آنگاه آنچه بر او مقدور است از مرگ و كراهيت آن - از آن روى كه از خداى است - در ضمير او بگردد . ( منجيات ، ص 480 ) .