تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
است كه به سلامت بجست ، و اگر اين نشان نبينى فرا مردمان شهر بگوى كه تا بر من نماز نكنند و به من غرّه نشوند تا پس از مرگ ، بارى مرائى نباشم . » و سهل تسترى گويد كه « مريد از آن بترسد كه در معصيت افتد ، و عارف از آن ترسد كه در كفر افتد . » و بو يزيد گويد : « چون به مسجد شوم بر ميان خويش زنّار بينم كه ترسم كه مرا به كليسا برد ، تا آنگاه كه در مسجد شوم ، و هر روز پنج بار همچنين باشم . » و عيسى ( ع ) فرا حواريان گفت : « شما از معصيت ترسيد و ما كه پيغامبرانيم از كفر ترسيم . » و يكى از پيغامبران به گرسنگى و تشنگى و محنت بسيار مبتلا بود سالهاى بسيار ، پس به خداى - تعالى - بناليد ، وحى آمد كه « دلت از كفر نگاه دارم ، و بدين خرسند نه‌اى كه دنيا مىخواهى ؟ » گفت : « بار خدايا توبه كردم و خرسند شدم . » و خاك بر سر كرد از تشوير سؤال خويش . و يكى از دلايل سوء خاتمت نفاق بود . و از اين بود كه صحابه هميشه بر خويشتن مىترسيدند از نفاق . و حسن بصرى ( ره ) گفت : « اگر دانمى كه در من نفاق نيست از هر چه در روى زمين است باك ندارمى . » و گفت : « اختلاف باطن و ظاهر و دل و زبان از جمله نفاق است . »

فصل

بدان كه معنى سوء خاتمت كه همه از آن مىترسيده‌اند آن است كه ايمان از وى باز ستانند به وقت رفتن [ 1 ] . و اين را اسباب بسيار است و علم اين پوشيده است ، و ليكن آنچه در اين كتاب بتوان گفت آن است كه اين از دو سبب خيزد : يكى آنكه كسى بدعتى باطل اعتقاد كند و عمر بر آن بگذارد و گمان نبرد كه آن خود خطا تواند بود ، و نزديك مرگ كارها كشف افتد ، باشد كه وى را
هامش
[ 1 ] مرگ .