تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
پيش آمد و گفت : تو منافق نشدى ، در نزديك رسول ( ص ) شدم ، گفتم : حنظله منافق شد ، گفت : كلّا لم ينافق حنظلة - منافق نشد حنظله - پس اين حال وى را حكايت كردم ، گفت : يا حنظله اگر چنان كه پيش من باشيد بمانيد فريشتگان با شما مصافحت كنندى در راهها و در خانه‌ها ، و ليكن يا حنظله ساعتى و ساعتى [ 1 ] ، » آثار - شبلى مىگويد ( ره ) كه « هيچ روز نبود كه خوفى بر من غالب شود كه نه آن روز درى از درهاى حكمت بر من گشاده شود . » يحيى بن معاذ گويد : گناه مؤمن ميان بيم عقوبت و اميد رحمت چون روباهى بود ميان دو شير . » [ 2 ] و هم او گفت : « مسكين آدمى اگر از دوزخ همچنان ترسيدى كه از درويشى ، در بهشت شدى . » وى را گفتند : « فردا كه ايمن‌تر ؟ » گفت : « آنكه امروز ترسان‌تر . » و يكى حسن بصرى را گفت : « چه گويى در مجلس قومى كه ما را چندان مىترسانند كه دل پاره مىشود . » گفت : « امروز با قومى صحبت كنيد كه شما را بترسانند و فردا به امن رسيد ، بهتر بود از آنكه صحبت با قومى كنيد كه شما را ايمن دارند امروز و فردا به خوف رسيد . » و بو سليمان دارانى گويد : « هيچ دل از خوف خالى نشد كه نه ويران شد . » و عايشه گفت : « رسول را ( ص ) گفتم : اين چيست كه در قرآن مىگويد : مىكنند و مىترسند
يُؤْتُونَ ما اتَوا وَ قُلوبُهُمْ وَجِلَةٌ
، [ 3 ] اين دزدى و زناست ؟ گفت : نه ، كه نماز و روزه و صدقه مىكنند و مىترسند كه نپذيرند ، » و محمد بن منكدر چون بگريستى اشك در روى ماليدى ، گفتى : « شنيده‌ام كه هر جاى كه اشك به وى رسد هرگز نسوزد . » و صدّيق مىگويد : « بگرييد و اگر
هامش
[ 1 ] در « ترجمهء احياء » : ساعتى پس از ساعتى در آن بايد بود . ( ربع منجيات ، ص 448 ) . [ 2 ] در « ترجمهء احياء » : هيچ مؤمنى بديى نكند كه نه دو نيكى به دو لاحق شود : بيم عقاب و اميد عفو ، چون روبهى ميان دو شير . ( ربع منجيات ، ص 442 ) . [ 3 ] ( قرآن ، 23 - 60 ) ، مىآرند و مىنمايند و مىدهند ، آنچه كه دادند مىنمايند و مىدهند در كوشش و پرستش و دلهاى ايشان ترسان .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 400 | الغزالي