را ثواب مضاعف است كه گفت :
وَ لِمَن خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ
. [ 1 ] رسول گفت ( ص ) : « خداى - تعالى - مىگويد كه به عزّت من كه دو خوف و دو امن بر يك بنده جمع نكنم . اگر از من ترسد در دنيا ، در آخرت وى را ايمن گردانم ، و اگر ايمن باشد ، در آخرت در خوف دارمش ، » و رسول گفت ( ص ) : « هر كه از خداى - تعالى - بترسد همه چيزى از وى بترسد ، و هر كه از خداى نترسد خداى - تعالى - وى را از همه چيزى بترساند . » و گفت : « تمامعقلترين شما ترسندهترين شماست از خداى - تعالى . » و گفت : « هيچ مؤمن نيست كه يك قطره اشك از چشم وى بيرون بيايد از بيم حق - تعالى - اگر هم چند [ 2 ] پر مگسى باشد ، كه به روى وى رسد ، كه نه روى وى بر آتش حرام شود . » و گفت : « چون بنده را از بيم خداى - تعالى - موى به تيغ برخيزد و برانديشد از وى ، گناهان وى همچنان فروريزد كه برگ از درخت . » و گفت كه « هر كس كه از بيم خداى - تعالى - بگريست در آتش نشود ، تا شير كه از پستان بيرون آمده باشد با جاى نشود . » عايشه ( رض ) گويد : « رسول را ( ص ) گفتم كه هيچ كس از امّت تو در بهشت شود بىحساب ؟ گفت : شود ، آنكه از گناه خود ياد آورد و بلرزد ، » و گفت رسول ( ص ) كه « هيچ قطره نزد خداى - تعالى - دوستتر از قطرهء اشك نيست كه از خوف خداى بود و قطرهء خون كه بريزند در راه خداى - تعالى . » و گفت : « هفت كس در سايهء عرش خداى - تعالى - باشند روز قيامت ، يكى از جمله اين هفت كس آن بود كه خداى - تعالى - در خلوت ياد كند آب از چشم وى برود . » و حنظله گويد :
« نزديك رسول ( ص ) بوديم ، ما را پندها داد ، چنان كه دلها تنك شد و آب از چشمها روان شد . پس باز خانه آمدم ، اهل با من در حديث آمد و به حديث دنيا فروافتاديم ، پس مرا سخن رسول ( ص ) ياد آمد و از گريستن خود ، از پيش وى بيرون آمدم و فرياد مىكردم كه آه حنظله منافق شد ، ابو بكر ( رض ) مرا
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 55 - 46 ) ، آن را كه مىترسد از ايستادنگاه پيش خداوند خويش او راست دو بهشت .
[ 2 ] چند ، بهاندازهء .