در كار يكديگر كنيد و همه به بهشت شويد . » و گفت ( ص ) : « يكى از امّت من روز قيامت حاضر كنند بر سر همه خلايق و نود و نه سجل ، چندانكه ديدار چشم بيفتد ، همه گناهان بيند . خداى - عزّ و جلّ - گويد : از اين همه هيچ انكار مىكنى و فرشتگان در نبشتن اين هيچ ظلم كردند ؟ گويد : نه يا ربِّ .
گويد : هيچ عذر دارى ؟ گويد : نه يا رب ، و دل بر دوزخ بنهد . حق گويد : تو را نزديك ما حسنهاى هست و بر تو ظلم نكنيم ، پس رقعه بياورند در وى نبشته : اشهد ان لا إله الّا اللّه و اشهد انّ محمّدا رسول اللّه . پس بنده گويد : اين رقعه با اين همه سجلّات كجا كفايت بود ؟ گويد : بر تو ظلم نكنند ، آن همه سجلّات در يك كفّه نهند و آن رقعه در ديگر كفّه ، و اين رقعه آن همه از جاى برگيرد و از همه گرانتر آيد كه هيچ چيز در مقابلهء توحيد خداى - تعالى - نيايد ، » و گفت ( ص ) كه « خداى - تعالى - روز قيامت فريشتگان را بفرمايد كه هر كه در دل وى مثقال حبّهاى [ 1 ] خير است از دوزخ بيرون آريد . خلق بسيار بيرون آرند ، پس گويند كه هيچ كس از اين قوم نماندند . گويد : آنكه در دل وى نيم مثقال خير است بيرون آريد . خلق از دوزخ بسيار بيرون آرند ، آتش گويد : از اين قوم هيچ نماندند . پس گويد : هر كه در دل وى مقدار يك ذرّه از خير است بيرون آريد . خلق بسيار بيرون آرند و گويند هيچ كس نماند كه وى يك ذرّه خير داشته است . گويد : شفاعت فريشتگان و شفاعت پيامبران و شفاعت مؤمنان همه برسيد [ 2 ] و اجابت كرده شد ، نماند مگر رحمت ارحم الراحمين . يك قبضه [ 3 ] از دوزخ فرا گيرد و خلقى از مؤمنان بيرون آورد كه هرگز هيچ خير نكرده باشند به مقدار يك ذرّه ، همه انگشت [ 4 ] شده باشند سياه ، ايشان را در جويى افكند از جويهاى بهشت كه آن را نهر الحياة خوانند ، از آنجا بيرون آيند پاك و روشن ، چنان كه سبزه از ميان آب سيل بيرون آيد ، همچون مرواريد روشن و مهرههاى در گردن كه اهل بهشت همه ايشان را
هامش
[ 1 ] مثقال حبّهاى ، با اشاره به قرآن ، 21 - 47 ، همسنگ يك دانهء خردل .
[ 2 ] به رسيدن ، تمام شدن .
[ 3 ] يك قبضه ، يك مشت .
[ 4 ] انگشت ، زغال .