من عرض كنند : آنچه نيك بود حمد و شكر مىكنم ، و آنچه بد بود آمرزش مىخواهم . » و يك روز رسول ( ص ) گفت : « يا كريم العفو . » جبرئيل ( ع ) گفت : « دانى كه معنى اين چه بود ؟ آن بود كه زشتى عفو كند و به نيكويى بدل كند . » و گفت ( ص ) : « چون بنده گناه كند و استغفار كند ، خداى - تعالى - گويد : اى فريشتگان ، نگاه كنيد كه بندهء من گناهى كرد و داند كه خداوندى دارد كه وى را به گناه نگيرد و بيامرزد ، گواه گرفتم شما را كه وى را بيامرزيدم ، » و گفت ( ص ) : « خداى - تعالى - مىگويد : اگر بندهء من گناه مىكند به پرى آسمان و زمين ، چون استغفار مىكند به من اميد مىدارد ، وى را مىآمرزم ، و گفت : اگر بنده به پرى زمين گناه دارد من به پرى زمين از براى وى رحمت دارم ، » و گفت : « فريشته گناه بر بنده ننويسد و تا شش ساعت بگذارد : اگر توبه و استغفار كند خود اصلا ننويسد ، و چون توبه نكند و استغفار كند و طاعتى بكند فريشتهء دست راست گويد آن ديگر را كه اين گناه از ديوان وى بيفكن تا من نيز يك حسنه بيفكنم به عوض آن . و هر حسنه به ده بود ، نه وى را بماند . » و گفت ( ص ) : « چون بنده گناه كند بر وى نويسند . » اعرابيى گفت :
« اگر توبه كند ؟ » گفت : « محو كنند . » گفت : « اگر با سر آن شود ؟ » گفت : « بنويسند . » گفت : « اگر توبه كند ؟ » گفت : « محو كنند . » گفت :
« تا كى ؟ » گفت : « تا استغفار مىكند . خداى - تعالى - را از آمرزش ملال نگيرد تا بنده را از استغفار ملال نگيرد . و چون قصد نيكى كند فريشته حسنه بنويسد پيش از آنكه بكند ، و اگر بكند ده بنويسد ، آنگاه زيادت مىكند تا به هفتصد ، و چون قصد معصيت كند ننويسد ، اگر بكند يكى بنويسد ، و اميد عفو خداى - تعالى - بود . »
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 392
مساهمون: الغزالي
ص٣٩٢