تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
و مردى رسول ( ص ) را گفت : « من ماه رمضان روزه دارم و نماز پنجگانه به پاى دارم ، بدين نيفزايم ، و زكات و حج بر من نيست كه مال ندارم ، روز قيامت با تو باشم ؟ » رسول ( ص ) بگماريد ، گفت : « با من باشى اگر دل از دو چيز نگاه دارى : از غلّ و حسد ، [ 1 ] و زبان از دو چيز نگاه دارى : غيبت و دروغ ، و چشم از دو چيز نگاه دارى : به نامحرم نگرستن ، و به چشم حقارت به بندگان خداى - تعالى - نگريستن ، با من به هم در بهشت آيى و بر اين كف دست خويش تو را عزيز مىدارم . » و اعرابيى رسول را گفت ( ص ) : « يا رسول اللّه حساب خلق كه كند فردا ؟ » گفت : « حق - تعالى . » گفت : « به خودى خود ؟ » گفت : « آرى به خودى خود . » اعرابى بخنديد . رسول ( ص ) گفت : « بخنديدى يا اعرابى ! » گفت : « آرى كه كريم چون دست يابد عفو كند ، و چون حساب كند مسامحت كند . » رسول گفت : « راست گفتى ، كه هيچ كريم نيست از خداى - تعالى - كريم‌تر . » پس گفت : « اين اعرابى فقيه است . » پس رسول گفت : « خداى - تعالى - كعبه را شريف و بزرگ گردانيده است . و اگر يكى كعبه را ويران كند و سنگ از سنگ جدا كند و بسوزد ، جرم وى بدان درجه نبود كه به وليى از اولياى خداى - تعالى - استخفاف كند . » اعرابى گفت : « اولياى خدا كيان‌اند ؟ » گفت : « همه مؤمنان اولياى وىاند . نشنيدى اين آيت :
اللّهُ وَلِىُّ الَّذينَ امَنوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ الَى النّورِ ،
[ 2 ] و گفت : « حق - تعالى - مىگويد : خلق را براى آن آفريده‌ام تا بر من سود كنند ، نه تا من بر ايشان سود كنم ، » و گفت : « خداى - تعالى - بر خود نبشته است پيش از آنكه خلق را بيافريد كه رحمت من بر خشم من غلبه دارد . » و گفت : « هر كه لا إله الّا اللّه بگفت به اخلاص در بهشت شود ، و هر كه آخرترين كلمهء وى اين بود ، آتش وى را نبيند ، و هر كه بىشرك بدان
هامش
[ 1 ] در « ترجمهء احيا » : خيانت و حسد . ( ربع منجيات ، ص 411 ) . [ 2 ] ( قرآن ، 2 - 257 ) ، اللّه يار ايشان است كه بگرويدند ايشان را بيرون مىآرد از تاريكيها به روشنايى .