جهان شود ، در آتش نشود . » و گفت ( ص ) : « اگر شما گناه نكرديد خداى - تعالى - خلقى ديگر بيافريدى تا گناه كردندى تا ايشان را بيامرزيدى ، كه وى غفور و رحيم است . » و گفت : « خداى - تعالى - بر بنده رحيمتر است از آنكه مادر مشفق بر فرزند . » و گفت ( ص ) : « خداى - تعالى - چندان رحمت اظهار كند روز قيامت كه هرگز بر دل هيچ بنده نگذشته باشد ، تا به جايى كه ابليس گردن بيفرازد به اوميد رحمت . » و گفت ( ص ) : « خداى - تعالى - را صد رحمت است : نود و نه بنهاده است تا روز قيامت و يك رحمت بيش اظهار نكرده است در اين عالم ، همه دلها بدان يك رحمت رحيم [ 1 ] باشند ، تا [ 2 ] رحمت مادر بر فرزند و رحمت ستور بر بچه ، همه از آن يك رحمت است . و روز قيامت اين يك رحمت با آن نود و نه جمع كند و بر خلق بگستراند ، هر رحمتى چندانكه طبقات آسمان و زمين ، و در آن روز هيچ كس هلاك نشود مگر آنكه در ازل هلاك بود . » و گفت ( ص ) : « شفاعت خويش باز نهادهام اهل كبائر را از امّت خويش ، مپنداريد كه براى مطيعان و پرهيزگاران است ، بلكه براى آلودگان و مخلّطان است . » و سعد بن بلال گفت كه « دو مرد از دوزخ بيرون آرند روز قيامت .
خداى - تعالى - گويد : آنچه ديديد از فعل بد خويش ديديد كه من ظلم نكنم بر بندگان خويش ، و بفرمايد تا ايشان را با دوزخ برند . يكى از اين هر دو بشتاب مىرود با سلاسل و اغلال و ديگر باز پس مىايستد . بفرمايد تا هر دو را باز آورند و از آنكه با شتاب مىرفت بپرسد كه چرا چنين كردى ؟ گويد :
ترسيدم ، از و بال نافرمانى آن ديدم كه زهره نداشتم چون فرمان آمد توقّف كنم ، و ديگرى گويد : گمان نيكويى بردم و اميد مىداشتم كه چون از دوزخ باز آوردى ، باز نفرستى ، پس هر دو را به بهشت فرستد . » و رسول گفت ( ص ) كه « مناديى روز قيامت ندا كند : يا امّت محمّد ، من حق خويش در كار شما كردم و حقوق شما نزديك يكديگر بماند ،
هامش
[ 1 ] رحيم ، مهربان .
[ 2 ] تا ، حتى .