تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
بسيار ، كه طاقت آن ندارد ، بر خويشتن مىنهد . اين دو بيمار را بدين دارو حاجت است . امّا اهل غفلت را اين دارو نبود ، بلكه زهر قاتل بود . و اميد غالب به دو سبب شود : سبب اوّل اعتبار [ 1 ] است ، كه انديشه كند در عجايب دنيا و در آفرينش نبات و حيوان و انواع نعمت - چنان كه پيش از اين در اصل شكر گفتيم - تا رحمتى بيند و عنايتى و لطفى كه وراى آن نتواند بود . چه اگر در خويشتن نگرد كه هر چه وى را مىبايست چگونه بيافريده است ، تا [ 2 ] آنچه ضرورت بود چون سر و دل ، يا حاجت بود بىضرورت چون دست و پاى ، يا آرايش بود بىحاجت چون سرخى لب و كوژى ابرو و سياهى و راستى مژهء چشم ، چون بيافريده است . و اين رحمت با همه حيوانات بكرده است ، تا بر زنبورى چندان لطائف صنع است در تناسب شكل وى و در نيكويى نقش وى ، و هدايت كه وى را بداده است تا خانهء خويش بنا كند ، و انگبين در وى جمع كند ، و طاعت پادشاه خويش چون دارد ، و پادشاه ايشان سياست ايشان چون كه . هر كه در چنين عجايب در ظاهر و باطن خويش و در همه آفريدگان تأمّل كند داند كه رحمت عظيم‌تر از آن است كه نوميدى را جاى تواند بود ، و يا خوف غالب بود ، بلكه بايد كه خوف و رجا برابر بود ، پس اگر رجا غالب باشد جاى آن هست . و آثار لطف و رحمت حق - تعالى - در آفرينش خود نهايت ندارد . تا يكى از بزرگان مىگويد كه هيچ آيت در قرآن اميدوارتر از آيت مداينت [ 3 ] نيست ، كه حق - تعالى - درازترين آيتى در قرآن فروفرستاده است تا مال ما نگاه دارد تا ضايع نشود كه آوام دهيم . و چگونه ممكن گردد كه اين چنين عنايت از آمرزش ما قاصر بود تا همه به دوزخ رويم . اين يك علاج است حاصل كردن رجا را و سخت عظيم بىنهايت است ، و هر كس بدين درجه نرسد .
هامش
[ 1 ] اعتبار ، عبرت گرفتن . [ 2 ] تا ، حتى . [ 3 ] مداينت ، وام دادن و وام گرفتن ، آيت مداينت ، قرآن ، 2 - 282 .