حاجت است ، و اين اسباب را به اسباب ديگر ، تا آنكه به آخر با [ 1 ] دليل المتحيّرين و ربّ الارباب رسد ، كه مسبّب الاسباب است . و شرح جمله حلقههاى سلسلهء اسباب دراز است و اين قدر كه اينجا گفته شد كفايت بود .
پيدا كردن سبب تقصير خلق در شكر
بدان كه تقصير خلق در شكر از دو سبب است :
يكى جهل است به بسيارى نعمت خداى - تعالى - كه نعمتهاى خداى - تعالى - را هيچ كس حدّ و اندازه و شمار نداند ، چنان كه گفته است :
وَ انْ تَعُدّوا نِعْمَةَ اللّهِ لا تُحْصوها
[ 2 ] . و ما در « كتاب احياء » بعضى از نعمتهاى حق - تعالى - را بگفتهايم تا به قياس آن بدانند كه ممكن نيست همه نعمتها بشناختن ، و اين كتاب تفصيل آن احتمال نكند .
و سبب ديگر آن است كه آدمى هر نعمت كه عام باشد به نعمت نشمرد و هرگز شكر نكند كه اين هواى لطيف به نفس مىكشد و روح را كه در دل است مدد مىكند و حرارت دل را معتدل مىگرداند ، و اگر يك نفس منقطع شود هلاك شود ، بلكه اين خود نعمتى نشناسد . و چنين صد هزار نعمت است كه نداند ، مگر كه يك ساعت در جايى شود كه هواى آن غليظ بود و دم فروگيرد ، يا در گرمابهء گرم وى را حبس كنند كه هواى آن گرم بود .
چون دست بدارند [ 3 ] باشد كه آن ساعت قدر اين نعمت بشناسد . بلكه خود شكر بينايى نكند تا درد چشم نيابد يا نابينا شود . و اين همچون بندهء بد بود ، كه تا وى را نزنند قدر نعمت نداند ، و چون وى را نزنند در وى بطر و غفلت پديد آيد .
پس تدبير آن بود كه نعمتهاى حق - تعالى - بر دل خويش تازه مىدارد ، چنان كه تفصيل بعضى در كتاب احيا گفتهايم . و اين مرد كامل را شايد .
امّا تدبير مرد ناقص آن باشد كه هر روز به بيمارستان شود و به زندان
هامش
[ 1 ] با ، به .
[ 2 ] ( قرآن ، 14 - 34 ) ، و اگر در ايستيد كه نعمتهاى اللّه شماريد نتوانيد و در نيابيد .
[ 3 ] دست به داشتن ، ترك كردن .