تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
كه عقل را قوّت آن نبود كه به خود به وى رسد و اينكه گفت :
قُلْ انَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدى
[ 1 ] ، اين خواست كه هداى مطلق اين است ، كه اين را احيا خواند و گفت :
اوَ مَنْ كانَ مَيْتًا فَاحْيَيَناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشى بِهِ في النّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ في الظُّلُماتِ
[ 2 ] . و امّا رشد آن بود كه با هدايت وى را تقاضاى رفتن راه با ديد [ 3 ] آيد ، چنان كه گفت :
وَ لَقَدْ اتَيْنا ابْراهيمَ رُشْدَهُ
[ 4 ] . و كودك كه بالغ شد اگر داند كه مال چگونه نگاه دارند و ندارد وى را رشيد نگويند ، اگر چه هدايت يافته است . امّا تسديد آن بود كه حركات اعضاى وى از جانب صواب به‌آسانى حركت دهد تا به زودى به مقصود مىرسد . پس ثمرهء هدايت در معرفت است ، و ثمرهء رشد در داعيه و ارادت است ، و ثمرهء تسديد در قدرت و آلات حركت است . امّا تأييد عبارت است از مدد فرستادن از غيب در باطن به تيزى بصيرت و در ظاهر به قوّت بطش و حركت ، چنان كه گفت :
اذْ ايَّدْتُكَ بِروحِ الْقُدُسِ
[ 5 ] . و عصمت بدين نزديك بود . و آن ، آن باشد كه در باطن وى مانعى پديد آيد از راه معصيت ، و تيرگى راه بدان مانع بداند به تمامى كه از كجا آمد ، چنان كه :
وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِه وَ هَمَّ بِها لَو لا انْ رَآ بُرْهانَ رَبِّهِ
[ 6 ] . اين است نعمتهاى دنيا كه زاد آخرت است ، و اين را به اسباب ديگر
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 6 - 71 ) ، گوى راه نمودن الله هدى و راست راهى آن است . [ 2 ] ( قرآن ، 6 - 122 ) ، باش آن كس كه مردار دل بود به مرگ بيگانگى ما زنده كرديم وى را به زندگانى ايمان وى را روشنايى داديم تا مىرود به آن در ميان مردمان او چنان كس است كه هر چه از وى باز گويند و هر چه از او نشان دهند همه تاريك . [ 3 ] با ديد ، پديد . [ 4 ] ( قرآن ، 21 - 51 ) ، و داديم إبراهيم را راه‌شناسى او و بهى دانستن . [ 5 ] ( قرآن ، 5 - 110 ) ، كه نيرو دادم تو را به جان پاك از دهن جبرئيل . [ 6 ] ( قرآن ، 12 - 24 ) ، و آن زن آهنگ او كرد و يوسف آهنگ آن زن داشت اگر نه آن بودى كه برهان و حجت خداوند خويش بر خويشتن بديدى .