و سبب ايمنى از شرّ شهوت . و از اين گفت رسول ( ص ) كه « نيك ياورى است مر دين را زن شايسته » . و عمر گفت : « چه گرد كنيم در دنيا از مال ؟ » گفت : « زبانى ذاكر و دلى شاكر و زنى مؤمنه . » و فرزند پس از مرگ سبب دعاى نيكو بود و در زندگانى يار بود ، و فرزندان نيك چون دست و پاى و پروبال مرد باشند كه كارها كفايت كنند . و اين نعمت است اگر از آفت ايشان حذر كند كه همّت به سبب ايشان با دنيا نياورد .
و امّا نسب محترم از نعمت است ، كه امامت به نسب قريش مخصوص است . و رسول ( ص ) گفت : تخيّروا لنطفكم الاكفاء و ايّاكم و خضراء الدّمن . گفته است كه تخم جايى شايسته بنهيد و از سبزيى كه بر سر مزبله بود از آن حذر كنيد .
گفتند : « آن چيست ؟ » گفت : « زن نيكوروى از نسب بىاصل . » و بدان كه بدين نسب خواجگى دنيا نمىخواهد ، بلكه نسب دين كه با اهل صلاح و با اهل علم شود ، كه اين نيز نعمتى است ، و اخلاق بيشتر سرايت كند از اصل ، و صلاح اصل دليل صلاح فرع بود ، چنان كه خداى - تعالى - گفت :
وَ كانَ ابُوهُما صالِحاً
. [ 1 ] امّا آن چهار نعمت كه ميان اين دوازده جمع كند هدايت است و رشد و تأييد و تسديد ، كه جملهء اين را توفيق گويند . و هيچ نعمت بىتوفيق نعمت نيست . و معنى توفيق موافقت افكندن است ميان قضاى خداى - تعالى - و ميان ارادت بنده . و اين هم در شر بود و هم در خير ، و ليكن به حكم عادت عبارتى [ 2 ] خاص گشته است در جمع كردن ميان ارادت بنده و ميان قضايى كه در آن خيرت بنده بود . و اين به چهار چيز تمام شود :
اوّل هدايت كه هيچ كس از هدايت مستغنى نيست . چه اگر كسى طالب
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 18 - 82 ) ، و پدر ايشان مردى نيكمرد بود .
[ 2 ] عبارت ، تعبير ، اصطلاح .