سعادت آخرت باشد ، چون راه آن نداند و بيراهى شناسد ، چه فايده بود ؟ پس آفريدن اسباب بىهدايت راست نيايد . و براى اين منّت نهاد حق - تعالى - به هر دو و گفت :
الَّذى اعْطى كُلَّ شَيءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
[ 1 ] ، و گفت :
وَ الَّذى قَدَّرَ فَهَدى
[ 2 ] .
و بدان كه اين هدايت بر سه درجه است :
اوّل آن است كه فرق كند ميان خير و شر ، و اين همه عقلا را داده است :
بعضى به عقل و بعضى به زبان پيغامبران . و اينكه گفت :
وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ
[ 3 ] ، اين خواست كه راه خير و شر به وى نمود . و اينكه گفت :
وَ امّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى
[ 4 ] ، اين خواست كه هر كه از اين هدايت محروم است يا به سبب حسد و كبر است ، يا به سبب شغل دنيا ، كه گوش با انبيا و علما نكنند ، اگر نه هيچ عاقل از اين عاجز نيست .
درجهء دوم هدايت خاص است كه ميان معامله و مجاهدهء دين اندك اندك پيدا مىآيد و راه حكمت گشاده مىگردد . و اين ثمرهء مجاهدت است ، چنان كه گفت :
وَ الَّذينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا
[ 5 ] . گفت چون مجاهده كند وى را به راه خود هدايت كنيم ، نگفت به خود هدايت كنيم . و اينكه گفت :
وَ الَّذينَ اهْتَدَوا زادَهُمْ هُدىً
[ 6 ] ، هم اين باشد .
درجهء سوم هدايت خاصّ الخاصّ است . و اين نور در عالم نبوّت و ولايت پيدا آيد . و اين هدايت بود به حق - تعالى - نه به راه حق . و اين بر وجهى بود
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 20 - 50 ) ، اوست كه هر چيزى را آفرينش او بداد و آن چيز را در دل افكند كه قوت از كجا جويد و از دشمن چون پرهيزد و به مادر چون رسد .
[ 2 ] ( قرآن 87 - 3 ) ، واو كه باز انداخت آفريدهء خويش را در آفرينش و در دل داد آنچه خواست و آن راه كه خواست بر او آراست ( كژ يا راست ) .
[ 3 ] ( قرآن ، 90 - 10 ) ، و راه نموديم او را به دو راه .
[ 4 ] ( قرآن ، 41 - 17 ) ، و امّا ثمود ما ايشان را نشان راه داديم برگزيدند ايشان نادانى و ناديدنى راه بر راست راهى و يافتن راه .
[ 5 ] ( قرآن ، 29 - 69 ) ، و ايشان كه مىكوشند از بهر ما ( و در جستن پسند ما ) به راستى كه ايشان را راه نماييم راههاى خويش .
[ 6 ] ( قرآن ، 47 - 17 ) ، و ايشان كه بر راه راست ايستادند الله ايشان را راست راهى افزود .