تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
است ، كه وى را فرا كرده‌اند [ 1 ] تا هر چه ناخوش تو بود و بخواهد گنديد مىخورد ، تا بويهاى ناخوش كمتر مىشود . و قصّابى براى مگس نيافريده‌اند ، اگر چه مگس را در وى نصيب هست . و گمان تو ، كه آفتاب هر روز براى تو بر مىآيد ، همچون گمان مگس است كه پندارد قصّاب [ 2 ] هر روز براى وى به دكان مىشود تا وى از آن خون و ناخوشيها سير بخورد . و چنان كه قصّاب خود روى در كارى ديگر دارد كه از مگس خود وى را ياد نيايد ، اگر چه فضلات كار وى حيات و غذاى مگس است ، آفتاب نيز در طواف و گردش خويش روى به خدمت حضرت الهيّت دارد كه از تو خود ياد نيارد ، اگر چه از فضلات نور وى چشم تو بينا شود ، و از فضلات مزاج وى زمين معتدل شود تا نبات كه غذاى تو است برويد . پس ما را حكمت آفرينش چيزى كه به تو تعلّق ندارد و در معنى شكر ، به كار مىنيايد ، و آنچه به تو تعلّق دارد نيز بسيار است كه همه نتوان گفت ، مثالى چند بگوييم : يكى آنكه تو را چشم آفريده‌اند براى دو كار : يكى آنكه تا راه فرا حاجات خويش دانى در اين جهان ، و ديگر تا فرا عجايب صنع خداى - تعالى - نظاره كنى و بدان عظمت وى بشناسى . چون در نامحرمى نگرى كفران نعمت چشم كردى ، بلكه نعمت چشم بىآفتاب تمام نيست كه بىوى فرا نبيند ، و آفتاب بىآسمان و زمين ممكن نيست ، كه شب و روز از آسمان و زمين پديد آيد ، و تو بدين يك نظر در نعمت چشم و آفتاب ، بلكه در نعمت آسمان و زمين كفران آوردى . و از اين است كه در خبر است كه « هر كه معصيتى كند آسمان و زمين بر وى لعنت كند . » و تو را دست بدان داده‌اند تا كار خويش بدان راست كنى ، كه طعام خورى و خويشتن را بشويى و مثل اين ، چون به وى معصيتى بكنى كفران نعمت كردى ، بلكه مثلا اگر به دست راست استنجا كنى و به دست چپ مصحف فراستانى كفران آورده باشى ، كه از محبوب خداى - تعالى - بيرون شدى ، كه محبوب وى عدل است ، و عدل آن بود كه شريف شريف را بود و
هامش
[ 1 ] فرا كردن ، برگزيدن ، بر انگيختن . [ 2 ] نسخه بدل : قصّابى .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 366 | الغزالي