تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣

پيدا كردن آنكه كفران هر نعمت آن باشد كه وى را از راه حكمت وى بگردانند و بر آن وجه كه وى را براى آن آفريده‌اند صرف نكنند

بدان كه صرف كردن نعمت خداى - تعالى - در محبوب خداى - تعالى - شكر است و در مكروه كفران است . و محبوب از مكروه به تفصيل تمام جز به شرع نتوان دانست . پس شرط آن است كه نعمت در طاعت صرف كند ، چنان كه فرمان است . اما اهل بصيرت را راهى است كه بدان حكمت كارها به نظر و استدلال و بر سبيل الهام بشناسد . چه ممكن است كه كسى بشناسد كه حكمت در آفرينش ميغ باران است ، و در آفرينش باران نبات است ، و در آفرينش نبات غذاى جانوران است ، و حكمت در آفرينش آفتاب پديد آمدن شب و روز است ، تا شب آرام را بود و روز معيشت را . اين و امثال اين روشن است كه همه كس اين بشناسد . امّا در آفتاب بسيار حكمتهاست ، بيرون آن [ 1 ] ، كه هر كس نشناسد ، و بر آسمان ستاره‌ها بسيار است كه هر كس نداند كه حكمت در آفرينش آن چيست . چنان كه هر كس داند در اعضاى خويش كه دست براى بطش [ 2 ] است و پاى براى رفتن و چشم براى ديدن و نشناسد كه جگر و سپرز براى چيست ، و نداند كه چشم از ده طبقه آفريده‌اند براى چه آفريده‌اند . پس از اين حكمتها بعضى باريك بود و بعضى باريكتر بود ، كه جز خواص ندانند ، و شرح اين دراز بود . اين مقدار لا بد است كه ببايد دانست كه آدمى را براى آخرت آفريده‌اند نه براى دنيا ، و هر چه آدمى را از آن نصيب است اندر دنيا براى آن آفريده‌اند تا زاد وى باشد به آخرت . و گمان نبايد برد كه همه چيزها براى وى آفريده‌اند ، تا چون در چيزى كه خويشتن را در آن فايده نبيند گويد : اين چرا آفريده‌اند و در آفرينش آن چه حكمت است ؟ تا گويد به مثل : مورچه و مگس را چرا آفريده‌اند و مارها چرا آفريده‌اند ؟ بايد كه بداند كه مورچه نيز تعجّب مىكند تا [ 3 ] تو را براى چه آفريده‌اند تا به هرزه پاى بر روى وى
هامش
[ 1 ] بيرون آن ، سواى آن ( سواى آنچه همه مىشناسند ) . [ 2 ] بطش ، سخت گرفتن . [ 3 ] تا ، كه .