پيدا كردن فضيلت شكر و حقيقت وى
بدان كه شكر مقامى بزرگ است و درجهاى بلند ، و هر كسى به حقيقت آن نرسد ، و براى اين گفت حق - تعالى -
وَ قَليلٌ مِنْ عِبادِىَ الشَّكُور
[ 1 ] . و ابليس طعن كرد در آدمى و مىگفت :
لا تَجدُ اكْثَرَهُمْ شاكِرينَ
[ 2 ] . بيشتر ايشان شاكر نباشند .
و بدان كه صفات كه آن را منجيات گفتيم دو قسم است : يكى در مقدّمات راه دين است و در نفس خويش مقصود نيست ، چون توبه و صبر و خوف و زهد و محاسبت ، كه اين همه وسيلت است به كارى ديگر كه او راه دين است . و ديگر قسم مقاصد و نهايات است كه در نفس خويش مقصود باشد ، نه براى آنكه وسيلت كارى ديگر باشد ، چون محبّت و شوق و رضا و توحيد و توكّل ، و شكر از اين جمله است ، و هر چه مقصود است در آخرت بماند . چنان كه گفت :
وَ آخِرُ دَعْويهُمْ انِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمينَ
[ 3 ] . پس چنان واجب كرد كه به آخر كتاب گفته آمدى ، و ليكن به سبب آنكه شكر به صبر تعلّقى دارد اينجا گفته آمد .
و نشان بزرگى درجهء وى آن است كه حق - تعالى - وى را رفيق كرده است با ذكر خويش و گفت :
فَاذْكُرونى اذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لي وَ لا تَكْفُرونِ
[ 4 ] .
و رسول ( ص ) گفت : « درجهء آنكه طعام خورد و شاكر باشد همچون درجهء آن كس باشد كه روزه دارد و صابر باشد . » و گفت : « روز قيامت منادى كنند كه اين الحمّادون [ 5 ] ، هيچ كس برنخيزد ، مگر آنكه خداى - تعالى - را شكر كرده باشد در همه احوال . » و چون آيت فرود آمد در نهادن گنج و نهى از آن ، عمر ( رض ) گفت : « يا رسول الله پس چه جمع كنيم از مال ؟ » گفت : « زبانى ذاكر و دلى شاكر و تنى صابر و زنى مؤمنه . » يعنى از دنيا بر اين قانع شو ،
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 34 - 13 ) ، و اندكى از بندگان من سپاس دارند .
[ 2 ] ( قرآن ، 7 - 17 ) ، بيشتر ايشان را سپاس دارد و منعمشناس نيابى .
[ 3 ] ( قرآن ، 10 - 10 ) ، و آخر خواندن ايشان آن است كه گويند ثنا بسزا خداى را خداوند جهانيان .
[ 4 ] ( قرآن ، 2 - 152 ) ، مرا ياد كنيد تا من شما را ياد كنم و سپاس داريد مرا و آزادى كنيد و در من ناسپاس مباشيد .
[ 5 ] كجايند شكرگزاران .