تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
نيست ، بلكه اگر از همه شهوات خلاص يابد و عزلت گيرد ، در عزلت صد هزار وسوسه و انديشهء مختلف از درون وى سر بركند كه آن وى را از ذكر حق - تعالى - مشغول كند . و آن انديشه اگر در مباحات بود ، چون وقت وى ضايع كرد ، عمر وى سرمايهء وى است ، خسرانى تمام حاصل شد ، و تدبير آن باشد كه خويشتن را به اوراد مشغول مىدارد . و اگر در نماز همچنان مىباشد [ 1 ] بايد كه جهد مىكند . و نرهد الّا به كارى كه دل وى را فرا گيرد . و در خبر است كه « خداى - تعالى - جوان فارغ را دشمن دارد . » از اين سبب گفت كه جوانى كه فارغ بنشيند ، وسوسهء شيطان قرين وى باشد و دل وى آشيانهء وسواس بود ، و جز به ذكر حق - تعالى - آن را دفع نتواند كرد ، و بايد كه به پيشه‌اى مشغول بود يا به خدمتى يا به كارى كه وى را فروگيرد . و نشايد چنين كس را به خلوت نشستن ، بلكه هر كه از كار دل عاجز بود بايد كه تن مشغول مىدارد .

پيدا كردن علاج صبر

بدان كه ابواب صبر يكى نيست ، صبر كردن از هر يكى دشوارى ديگر دارد و علاج وى ديگر بود ، و هر چند كه جمله علاج وى معجون علم و عمل بود . و هر چه در ربع مهلكات گفته‌ايم همه داروى صبر است ، و اينجا بر سبيل مثال يكى بگوييم تا آن نمودگارى باشد كه ديگران مقياس آن بدانند . بدان كه گفتيم كه معنى صبر ثبات باعث دين است در مقابلهء باعث شهوت . و اين نوعى از جنگ است ميان اين دو باعث . و هر كه دو كس را در جنگ كند و خواهد كه يكى غالب بود ، تدبير وى آن بود كه اين را كه مىبايد كه غالب آيد قوّت و مدد مىدهد ، و آن ديگر را ضعيف مىكند و مدد از وى باز مىگيرد . و اكنون چون كسى را شهوت مباشرت [ 2 ] غالب شد و فرج نگاه نمىتواند داشت و صبر نمىتواند كرد ، و اگر چه خواهد ، چشم از نظر و
هامش
[ 1 ] اگر در نماز وسوسه باقى است . [ 2 ] مباشرت ، همخوابى .